پنج اشتباه بزرگ اساتید زبان

اسکار وایلد نویسنده ایرلندی گفته است: «تجربه نامیست که بر اشتباهاتمان میگذاریم». این جمله برای همه کسانی که به تازگی شغلی را شروع میکنند هم صادق است و اساتید زبان انگلیسی مستثنی نیستند. بهتر این است که قبول کنیم اشتباه میکنیم و هر اسمی میخواهیم رویش بگذاریم نه اینکه اصلاً برویمان نیاوریم و به اشتباهاتمان ادامه دهیم. در ادامه پنج اشتباه بزرگ اساتید کم تجربه را خواهیم گفت و امیدواریم همگی از اشتباهاتمان درس بگیریم.

  1. پرحرفی کردن

اصلی ترین دلیل ثبت نام در کلاس آموزش زبان انگلیسی چیست؟ صحبت کردن به زبان انگلیسی. ولی اگر اکثر زمان کلاس به حرف زدن استاد بگذرد، زبان آموزان وقتی برای تمرین مهارتهای گفتاری نخواهند داشت. اکثر اساتید تازه کار این اشتباه بزرگ را مرتکب میشوند و به دو دلیل اکثر زمان کلاس را حرف میزنند: یا از سکوت و وقفه خوششان نمیاید یا خیلی مشتاق آموزش و به اشتراک گذاشتن دانسته هایشان هستند. بهرحال کار اشتباهیست ولی چگونه نسبت مناسب بین زمان صحبت زبان آموزان و زمان صحبت استاد را برقرار کنیم؟

با یک حساب سرانگشتی میتوان گفت که ۷۰ درصد زمان به زبان آموزان و ۳۰ درصد به استاد اختصاص یابد. اگر سطح کلاس مقدماتی بود، نسبت را ۵۰-۵۰ کنید و اگر کلاس پیشرفته داشتید نسبت را ۹۰ به ۱۰ کنید چون بشدت نیاز به صحبت کردن دارند. خلاصه اینکه در اکثر موارد، سهم استاد باید به توضیح نکات اصلی و از همه مهمتر آسانتر کردن هرگونه فعالیت گفتاری و کمک به یادآوری کلمات و پاسخها محدود شود.

  1. از بین رفتن حد و حدود بین زبان آموز و استاد

اساتید زبان باید رفتاری دوستانه داشته باشند و سعی کنند به شاگردان نزدیک شوند تا بیشترین مقدار یادگیری رخ دهد ولی بین دوستانه بودن و دوست بودن فرقی هست. کنترل باید دست استاد باشد و فرقی با شاگردان داشته باشد.

این مشکل بین اساتید جوان بسیار شایع است مخصوصاً وقتی همسن شاگردانشان هستند. هیچ اشکالی ندارد که بعضی مسائل شخصی همچون صحبت در مورد خانواده، حیوانات خانگی، علایق و تفریحات به اشتراک گذاشته شود ولی حواستان باشد که بیش از حد شخصی و خودمانی نشوید. اگر صحبت از مسایل شخصی هم بشود باید در راستای آشنایی زبان آموزان با موضوع درس باشد نه اینکه بدلیل کسب محبوبیت و پذیرش بین شاگردان اینکار را انجام دهید چون باعث از بین رفتن حد و مرزتان با شاگردان شده و آنها را هم سردرگم میکند. باعث از بین رفتن اقتدار و کنترل شما شده و اقدامات مدیریتی تان در کلاس هم بخطر میافتد.

دوستانه رفتار کنید و مثلاً در مورد آخر هفته تان صحبت کنید ولی بنحوی رفتار کنید که شاگردان بدانند حد و مرزی بین شما و آنان هست که باید رعایت شود.

  1. مدیریت ضعیف و غیرمنسجم کلاس

اینهم از مشکلاتی است که بدلیل کم تجربگی اساتید تازه کار بسیار رخ میدهد. البته مدیریت کلاس هم یک علم و فن دقیق و مشخصی نیست و مثلاً اصول مشخصی همچون تدریس فعل گذشته ساده ندارد. هر گروهی از زبان آموزان با گروههای دیگر تفاوت دارند و قوانین مدیریت بر کلاس نیز باید با توجه به هر کلاس تعیین شود.

ریشه این مشکل در این است که اساتید تازه کار روش و استایل تدریس قاطع و مشخصی ندارند و گاهی آسان و گاهی سخت میگیرند. در اینترنت هم مقالات زیادی در مورد تکنیکهای مدیریت کلاسی هست که شاید با بعضی از آنها مخالف باشید و بخواهید روشهای خودتان را اجرا بکنید. مثلاً شاید نخواهید بعنوان تشویق به شاگردانتان برچسب صد آفرین بدهید و از روش دیگری استفاده کنید.

کلاً بحث سختگیر بودن نیست بلکه بحث از ثبات و انسجام است. چیزی بدتر از وعده های توخالی و بدقولی و تهدیدات ضعیف برای مدیریت کلاس نیست. اگر چیزی گفتید و روشی را برای مدیریت کلاس انتخاب کردید، حتماً به آن پایبند باشید.

  1. نادیده گرفتن اختلافات فرهنگی

بعضی اساتید آنقدر درگیر توضیح نکات مربوط به فرهنگ انگلیسی زبان میشوند که فرهنگ شاگردانشان را فراموش میکنند. مثلاً نشان دادن انگشت شست که تقریباً بمعنی اوکی است، در بسیاری از فرهنگها توهین آمیز تلقی میشود. مثلاً در بعضی از کشورها دانش آموزان با تحقیق و ارائه آن در کلاس بصورت سخنرانی هیچ آشنایی ندارند و یا ممکن است در بعضی از کشورها شاگردان رغبتی به بازیهای کلاسی نداشته باشند. این نوع مشکل بیشتر در کلاسهای تدریس زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی (EFL) در کشورهای عربی و اسلامی رخ میدهد که فرهنگشان با فرهنگ کشورهای غربی بسیار متفاوت است. بهتر است استاد در مورد آداب و رسوم و نحوه احوالپرسی آنها بداند و از آنها استفاده کند تا جوی مثبت برای یادگیری در کلاس ایجاد شود.

  1. داشتن اطلاعات کم در مورد گذشته، پیشزمینه و نیازهای زبان آموزان

اساتید تازه کار زیادی دیده ایم که شروع به تدریس در کلاسی میکنند ولی در مورد اینکه قبلاً کجا و چقدر زبان انگلیسی آموخته اند و چه نتایجی گرفته اند هیچ نمیدانند. شاید شاگردی دارید که در بیست سال گذشته چندین و چندین باز به یادگیری زبان انگلیسی روی آورده و پس از مدتی ول کرده است ولی هنوز در سطح متوسط است. مهم نیست از آموزشگاه این اطلاعات را کسب کنید یا از خود شاگردان، اگر میخواهید مهارتهای زبان انگلیسی شاگردانتان پیشرفت کند، اینها اطلاعات مهمی است که حتماً باید بدانید.

 

نباید الکی نگران باشید چون بهرحال اشتباهاتی رخ خواهد داد و درسهای بسیار مهمی از تک تک اشتباهات میتوان گرفت. کافیست ازین پنج اشتباهی که گفتیم اجتناب کنید تا شغل استادی را با گامهای بجا و درستی آغاز کنید.

دوست داریم اساتید باتجربه درمورد چیزهایی که از اشتباهاتشان آموخته اند برایمان بگویند.

آموزش زبان انگلیسی گلدفیش

 

منبع: http://busyteacher.org/4113-5-worst-mistakes-all-beginner-esl-teachers-make.html

بیشتر

ده فایده روانشناسانه یادگیری زبان جدید

رشد مغزی، جلوگیری از زوال عقل، تقویت حافظه و بهبود قدرت تمرکز از جمله فواید یادگیری زبای جدید است.

«دانستن زبان دوم مثل داشتن روح و روان دوم است» شارلمانی

قبلاً بار بر این بود که یادگیری زبان دوم باعث آشفتگی فکری میشود و بهتر است یک زبان را بخوبی آموخت و زحمت یادگیری زبان دوم را نکشید. حتی باور غلط و پوچی وجود داشت که یادگیری زبان دوم باعث دوگانگی شخصیت و شیزوفرنی میشود.

البته بعضی تحقیقات هم هستند که به ظاهر از مشکل ساز شدن یادگیری زبان دوم پشتیبانی میکنند. مثلاً این نکته که افراد دو یا چند زبانه شاید دایره لغات کوچکتری داشته باشند و دسترسی شان به لغات کند و آهسته است.

امروزه این باورهای غلط و معایب کوچک زیر سایه نتایج تحقیقات جدیدی قرار گرفته است که فواید فوق العاده روانشناخی یادگیری زبان دوم را ثابت میکنند. فوایدی بسیار مهمتر از توانایی آدرس پرسیدن در کشوری بیگانه!

  1. رشد مغزی

یکی از مهمترین فواید یادگیری زبان دوم، رشد مراکز زبانی در مغز است. هرچه بهتر زبان دوم را یاد بگیرید، این مراکز حیاتی هم بیشتر رشد میکنند (Mårtensson et al., 2012)

  1. پیشگیری از زوال عقلی

دوزبانه یا چند زبانه بودن باعث میشود افراد مستعد به آلزایمر حداقل پنج سال دیرتر دچار این بیماری بشوند (Craik et al., 2010). این فوق العاده است و هر تحقیق جدیدی که انجام میشود هم این نتایج را تایید میکند. جالب است بدانید که تاثیر مثبت یادگیری زبان جدید بر پیشگیری از آلزایمر، بیشتر از تمام داروهایی است که تابحال ساخته شده است.

  1. تقویت تواناییهای شنیداری

دو یا چند زبانه بودن باعث بهبود مهارتهای شنیداری میشود چون مغز باید برای تشخیص آواهای دو زبان، بهتر و دقیقتر کار کند. (Krizman et al., 2012)

  1. حساسیت بیشتر به زبان

نوزادانی که در خانه های چند زبانه هستند، میتوانند زبانهای جداگانه ای که تابحال نشنیده اند را تشخیص دهند (Werker & Sebastian-Galles, 2011).

یعنی اگر کودکی زبانهای فارسی و ترکی را در خانه شنیده باشد، میتواند اختلاف زبانهای انگلیسی و فرانسوی را هم تشخیص دهد. این هم یک مزیت دیگر دوزبانه بودن.

  1. تقویت حافظه

کودکانی که در محیطی دوزبانه بزرگ میشوند نسبت به کودکان یک زبانه حافظه قویتری دارند (Morales et al., 2013). درنتیجه در خواندن و درک مطلب، محاسبه ذهنی و بعضی از سایر مهارتهای اساسی بهتر هستند.

  1. بهتر بودن در انجام همزمان چندین کار

افراد دو یا چند زبانه سریعتر میتوانند از کاری به کار دیگر بروند و انعطاف شناختی بیشتری نشان میدهند و با شرایط جدیدی که پیش میاید راحتتر سازگار میشوند (Gold et al., 2013).

  1. تمرکز بیشتر

دوزبانه ها کنترل بیشتری روی تمرکزشان دارند و بهتر میتوانند حواس پرتی ها را دور کنند (Bialystok & Craik, 2010).

  1. دو برابر شدن فعالیت

شاید دلیل تقویت مهارتهای شناختی همچون تمرکز و چندکارگی بهتر به این دلیل باشد که افراد دوزبانه هر دو زبان را به صورت فعال و آماده بکار در ذهنشان دارند و باید هر لحظه تصمیم بگیرند که بهتر است به کدام زبان صحبت کنند (Francis, 1999). همین رفت و برگشت بین زبانها و فعالیت دائمی، از مزایای یادگیری زبان جدید است.

  1. نگاه از منظری دیگر

 

یادگیری یک زبان جدید باعث میشود نگرشتان به دنیا هم عوض شود. مثلاً در زبان ژاپنی برای آبی کمرنگ و پررنگ لغات متفاوتی وجود دارد و یادگیری زبان ژاپنی باعث میشود نسبت به رنگها دید جدیدی داشته باشید (Athanasopoulos et al., 2010).

  1. تقویت زبان اول

یادگیری زبان دوم دقت و توجه شما را به قوانین و ساختارهای زبانی جلب میکند و درنتیجه به زبان اولتان هم دقت بیشتری خواهید داشت و بهتر از آن استفاده خواهید کرد.

همچنانکه جفری ویلیانس گفته است: «تا وقتی حداقل دو زبان یاد نگرفته اید نمیتوانید یک زبان را بخوبی بفهمید»

علاوه بر این ده مزیتی که شمردیم، با یادگیری زبان دوم درواقع در فرهنگ آنها جذب خواهید شد و فرهنگ خودتان را از چشم دیگری خواهید دید و درمجموع واقعاً چیزی شبیه روح وروان دوم نصیبتان خواهد شد.

توجه داشته باشید بعضی از نکاتی که برشمردیم بیشتر در مورد کسانی صادق است که دو زبان را در کودکی آموخته اند ولی در مورد بزرگسالان هم چنان بیربط نیست.

آموزش زبان انگلیسی گلدفیش

 

منبع: http://www.spring.org.uk/2013/09/10-superb-psychological-advantages-of-learning-another-language.php

بیشتر

هفت تکنیک برای افزایش زمان انگلیسی صحبت کردن زبان آموزان

بسیاری از اساتید زبان شکایت دارند که زبان آموزان به مقدار کافی صحبت نمیکنند، خیلی ساکت هستند و روی صندلی نشسته و چیزی نمیگویند. سکوت شاگردان دلایل بسیاری دارد و تعجب خواهید کرد اگر بدانید یکی از دلایلش خود شما هستید.

البته برداشت اشتباهی نکنید. مشکل از شما نیست و کارتان را خوب انجام میدهید ولی شما هرچه بیشتر صحبت کنید آنها کمتر صحبت خواهند کرد و مطمئناً شما هم نمیخواهید که زبان آموزانتان بیایند سرکلاس و فقط نشسته و به شما گوش دهند. بهمین دلیل در این مقاله هفت تکنیک را معرفی خواهیم کرد که از زمان صحبت شما کاسته و به زمان صحبت زبان آموزان میافزاید.

  1. وقت کافی برای پاسخ دادن به آنها بدهید.

آیا این انتظاری واقع بینانه است که همه زبان آموزان بتوانند بلادرنگ و فوری پاسخی صحیح به پرسشهایتان بدهند؟ البته که نیست. شاید بعضی از شاگردانتان قادر باشند بلافاصله پاسخی سریع بدهند ولی همه اینطور نیستند. فهم و تحلیل گفته ها یا سوالات شما برای اکثر زبان آموزان زمانبر است. حتی سپس بازهم به زمانی نیاز دارند تا پاسخ صحیح سوالتان را سرهم بندی کنند. پس اگر میخواهید خودتان کمتر حرف زده و آنها بیشتر انگلیسی صحبت کنند باید این وقتها را به آنها بدهید. اگر انتظار کشیدن برایتان سخت است، آرام پیش خود تا پنج یا بیشتر بشمارید. شاید این چند لحظه سکوت بین اتمام پرسش شما و شروع پاسخ آنها در اوایل کار برای شما و شاگردانتان عجیب باشد ولی ارزشش را دارد که صبر کرده و عادت کنید.

  1. همه سوالات را خودتان پاسخ ندهید.

حتماً به این نتیجه رسیده اید که وقتی یکی از زبان آموزان سوالی میپرسد، یکی دیگر از شاگردان هست که جواب آن سوال را میداند. پس از این موضوع استفاده کنید. وقتی یکی سوالی میپرسد، خودتان چیزی نگوید و به سایر شاگردان نگاه کنید طوری که بفهمند میخواهید آنها جواب بدهند. حس بسیار خوبیست که شاگردانتان بهم کمک کرده و نیازی نیست شما چیزی بگویید.

  1. تمرینات و فعالیتهای دونفره یا گروهی ترتیب دهید.

هنگام تدریس زبان انگلیسی بسیار پیش میاید که با یکی از شاگردان نقشی را بازی کنیم (مثلا مسافر و راننده تاکسی، برای آموزش آدرس دادن) ولی اگر زبان آموزان را به گروههای دو نفره تقسیم کنید و آنها اینکار را انجام داده و شما فقط در کلاس قدم بزنید و کمکشان کنید، باعث میشود که کمتر صحبت کرده و درعوض آنها بیشتر صحبت کنند. همین نتیجه را با تمرینات گروهی هم میتوانید کسب کنید. تمرین نوشتاری بدهید مثلاً نوشتن گروهی یک داستان یا تمرین گفتاری همچون بحث گروهی.

  1. توضیحات آموزشی کتاب درسی را بخوانند و به بقیه توضیح دهند.

اگر کتابی که تدریس میکنید دارای دستورالعملهای ساده آموزشی یا توضیح نکات گرامری است، بگذارید زبان آموزان آن را در کلاس با صدای بلند بخوانند و به همکلاسیهایشان توضیح دهند. میتوانید این وظیفه را به دو نفر از مشتاقترین و پرکارترین شاگردانتان بدهید تا یکی بخواند و دیگری توضیح دهد. با اینکار هم شاگردان زرنگ و پرکار راضی میشوند و هم شاگردانی که خیلی قوی نیستند هم میتوانند ایراداتشان را از همکلاسیهایشان بپرسند.

  1. سوالاتی بپرسید که جوابی مفصل داشته باشند.

تا وقتی لازم نشده است، سوالاتی نپرسید که جوابی کوتاه داشته باشند وگرنه فقط yes یا no و ندرتاً maybe خواهید شنید. پس بیشتر از where, why, how often, when و چیزهایی از این قبیل استفاده کنید. در ضمن بیاد داشته باشید که بیش از یک سوال بپرسید. به نمونه زیر توجه کنید:

T: What kind of music do you listen to? 
S1: I listen to rock music. 
T: Why? 
S1: Because I like it. 
T: Where do you listen to it? 
S1: I listen to it everywhere: at home, on the bus, on my way to school… 
T: (asks S2) How about you, Tommy?

پس شاگرد دوم که در این مثال تامی است، بخوبی خواهد دانست که در مورد موسیقی مورد علاقه اش چه چیزی خواهد گفت.

  1. در حد نیاز حرف بزنید.

صحبتهای شاگردان را ادامه ندهید و خاطره تعریف نکنید. مجبور نیستید سکوت کلاس را با پرحرفی بشکنید. البته صحبتهای روزمره برای خودمانی و راحتتر کردن جو کلاس خوب است ولی اینکار را در اول و آخر جلسه و یا ترجیحاً در وقت استراحت وسط کلاس انجام دهید. طی زمان کلاس تمرکزتان روی این باشد که زبان آموزان بیشتر صحبت بکنند.

  1. پاسخ مستقیم ندهید، سرنخ بدستشان بدهید.

وقتی جواب را حاضر و آماده کف دستشان میگذارید، درواقع زبان آموزان نقشی منفعل خواهند داشت. مثلاً وقتی لغت انگلیسی میخکوب یعنی stapler را فراموش کرده اند مشخصاً برای شما و آنها آسانتر است که حاضر و آماده بگویید stapler ولی لزوماً همیشه آسانترین راه بهترین راه نیست. در عوض سعی کنید با دادن سرنخهایی ذهنشان را تحریک کنید تا لغت را بیاد بیاورند. درواقع لغت را از ذهنشان استخراج کنید. به این نمونه توجه کنید:

S1: What’s this? 
T: Oh! You mean this device we use to staple papers together? What’s this called? 
S1: It’s a stapler.

خیلی وقتها میگوییم: “یادتان هست که در کلاس در مورد انواع هوا صحبت کردیم؟ گفتیم که هوا می تواند ابری، آفتابی، بارانی،…باشد.”

این اشتباه است. به آنها کلمه ای را که دنبالش هستند مستقیم نگویید، بلکه کاری کنید که زبان آموز خودش آنرا به یاد و به زبان بیاورد.

نسبت صحیح میان زمان صحبت استاد و زمان صحبت زبان آموزان

بستگی به این دارد که چقدر میشود از زبان آموزان انتظار صحبت کردن داشت. مثلاً در کلاسهای سطوح مقدماتی نسبت پنجاه-پنجاه معقول است و هرچقدر سطح زبان آموزان بالاتر میرود این نسبت هم باید تغییر کند و به ۷۰ درصد صحبت شاگردان و ۳۰ درصد صحبت استاد برسد. در کلاسهای سطح بالا این نسبت میتواند تا ۹۰ درصد به ۱۰ درصد بالا برود. البته بازهم شما باید تصمیم بگیرید که چه حالتی بهترین نتیجه را برای هر کلاس بخصوصی در پی دارد ولی در اکثر موارد سعی کنید بیشتر از شاگردان صحبت نکنید.

یک روش بسیار ساده برای بیشتر صحبت کردن زبان آموزان این است که خیلی ساده جلوی خودتان را بگیرید و حرف نزنید. چرا ما اساتید اینهمه حرف میزنیم؟ بعضی وقتها چون سکوت آزاردهنده است. بعضاً هم چون از صحبت کردن و گپ زدن خوشمان میاید ولی بهتر است نگهش داریم برای اتاق اساتید.

آموزش زبان انگلیسی گلدفیش

 

منبع: http://busyteacher.org/13959-how-to-increase-student-talking-time-7-techniques.html

 

بیشتر

ده ترفند برای تقویت مکالمه انگلیسی

تمرین مکالمه انگلیسی یکی از سرگرم کننده ترین و مفیدترین بخشهای یادگیری زبان انگلیسی است. همینکه بحدی برسید که بتوانید کمی انگلیسی صحبت کنید، روشهای زیادی هست که مهارتهای شما را سریعاً افزایش میدهند و در عین حال مفرح و جذاب هم هستند. در اینجا ده روش برتر برای تقویت مکالمه انگلیسی با روشهای سرگرم کننده را مطرح میکنیم.

تا میتوانید زیاد حرف بزنید.

به تواناییهایتان اعتماد کنید و تا میتوانید و با هرکس که میشود به زبان انگلیسی صحبت کنید. از اشتباه کردن نترسید. هرچه بیشتر تمرین کنید لغات را بهتر و با اعتماد به نفس بیشتر تلفظ کرده و بکار خواهید گرفت. بخاطر داشته باشید که مکالمه مهارتی همچون یادگیری یک ساز موسیقی یا یک ورزش است و تنها راه ماهر شدن در آن، انجام آن است.

از تکنولوژی استفاده کنید.

گوشیهای هوشمند ابزاری قدرتمند برای یادگیری زبان هستند. مکالمات انگلیسی خودتان را ضبط کرده و سپس به آنها گوش دهید و ببینید که انگلیسی حرف زدن شما به گوش بقیه چگونه است. از اپلیکیشنهای برنامه ریزی برای تنظیم وقت مطالعه زیبان استفاده کنید و از قابلیت یادداشت نویسی گوشی برای لیست کردن لغات جدید استفاده کنید.

گوش دهید.

به اخبار و ترانه های انگلیسی زبان گوش دهید تا تلفظ صحیح لغات را بشنوید. همچنین با این روش لغات و عبارات جدید هم یاد خواهید گرفت. هرچه بیشتر گوش فرادهید بیشتر یاد میگیرید. برای تمرین تلفظ، سعی کنید لغاتی که میشنوید را تکرار کنید و ببینید کدام کلمات در جمله دارای استرس هستند.

با صدای بلند بخوانید.

روزنامه و مجله را با صدای بلند برای خودتان بخوانید. حتی میتوانید فیلمنامه فیلم یا سریال محبوبتان را پیدا کرده و اجرایش کنید. اینکار تمرینی فوق العاده برای تلفظ است چون نیازی نیست حواستان به گرامر و ساختار جمله باشد و میتوانید فقط روی تلفظ تمرکز کنید تا تلفظ انگلیسی تان بینقص جلوه کند.

هرروز یک لغت جدید یاد بگیرید.

لغتی را انتخاب کنید و آنرا در جملات مختلف بکار گیرید. تا وقتی که لغت را یاد بگیرید اینکار را تکرار کرده و بعداً هم از آن لغت مرتباً استفاده کنید.

فیلم ببینید.

فیلمهای انگلیسی زبان ببینید و به لغات جدید و تلفظها دقت کنید. ادای سخن گفتن بازیگرها را دربیاورید و سرگرم شوید.

دوست پیدا کنید.

با انگلیسی زبانان یا با سایر کسانی که انگلیسی میاموزند دوست شوید. در مورد آموخته هایتان صحبت کرده و تبادل افکار کنید.

فعالیتهای سرگرم کننده را به زبان انگلیسی انجام دهید.

در دوره آموزش آشپزی به زبان انگلیسی شرکت کرده یا به جلسات کتابخوانی انگلیسی بروید. هر کار و فعالیتی که دوست دارید را به زبان انگلیسی انجام دهید یا به زبان انگلیسی در مورد آن صحبت کنید. صحبت کردن به زبان انگلیسی در مورد چیزهایی که دوست دارید باعث ایجاد حس مثبت میشود.

بحث و مناظره کنید.

در مورد مسایل و موضوعات مورد علاقه تان با دوستانتان به زبان انگلیسی حرف بزنید. سعی کنید تا میتوانید از تعداد کلمات بیشتری برای رساندن منظورتان استفاده کنید و به نظرات دیگران با دقت گوش دهید تا بتوانید بخوبی علیه شان استدلال بیاورید.

از دیکشنری استفاده کنید.

دیکشنری های آنلاین معمولاً تلفظ هم دارند که میتوانید درستی تلفظ هایتان را بررسی کنید. همچنین اپلیکیشنهای دیکشنری زیادی موجود است که پس از نصب روی گوشی هوشمند همه جا همراهتان خواهد بود. البته حواستان باشد که خیلی هم به اینها وابسته نشوید. یعنی اول آن چیزی که به نظرتان میرسد را بگویید و سپس چک کنید تا ببینید آیا درست گفته اید یا نه.

حال نوبت شماست. از بین اینهمه نکته و ترفند کدامیک را اول از همه امتحان خواهید کرد؟

 

آموزش زبان انگلیسی گلدفیش

بیشتر

تصحیح اشتباه زبان آموز

یکی از عمده ترین معضلات اساتید زبان در جلسات مکالمه گروهی، تصحیح اشتباه زبان آموز است. دانستن اینکه چه اشتباهی را کِی و چگونه تصحیح کنیم همیشه سخت بوده است.

خطر تصحیح بیش از حد این است که شاگردان بی انگیزه میشوند و حتی ممکن است با پریدن وسط حرف آنها و تصحیح تک تک اشتباهات، جریانِ روان کلاس یا فعالیت را از بین ببرید. اینکه بگذارید مکالمه هرطور که هست ادامه پیدا کند و هیچ خطایی را تصحیح نکنید هم بد است. البته بعضی وقتها عدم دخالت در مکالمه کار بجایی است ولی اکثر زبان آموزان میخواهند که بعضی خطاهایشان را تصحیح کنید تا پایه و اساسی برای پیشرفت و یادگیری بدست آورند.

پس مساله این است: کِی و چگونه باید خطای شاگردان را گوشزد کرد؟

هر استادی نظر و روش متفاوتی در این مورد دارد و بحثِ احساس راحتیِ شاگرد و استاد نیز در این موضوع دخیل است. ما نیز چند روش و ایده در این مورد مطرح خواهیم کرد.

از شاگردان بپرسید که دوست دارند خطایشان را چگونه گوشزد کنید.

شاید به نظر بدیهی بیاید ولی معمولاً نادیده گرفته میشود: با شاگردان صحبت کنید و ببینید دوست دارند چطور تصحیح شوند. غالباً ایده های روشن و مشخصی در این مورد دارند. در کلاسهای پرتعداد نظر اکثریت را اعمال کنید و در کلاسهای کم تعداد بنا بر خواست هر شاگرد اشتباهاتش را گوشزد کنید.

یک راه برای اینکه به شاگردان این انتخاب را بدهید که چقدر باید خطاهایشان را گوشزد کنید این است که چراغ راهنمایی روی میزشان بگذارید! سه کارت به رنگهای قرمز و سبز و زرد روی میزشان بگذارید:

قرمز: به هیچ وجه اشتباهاتم را گوشزد نکن (شاید شاگردتان روز بدی داشته است)

زرد: فقط مواردی که خیلی مهم است و من باید بدانم را گوشزد کن.

سبز: لطفاً تا میتوانید ایراداتم را تصحیح کن.

آیا تمرکز کلاس روی روان حرف زدن است یا روی صحیح حرف زدن؟

قبل از اینکه فعالیتی را آغاز کنید در نظر داشته باشید که آیا روی روان بودن کلام تمرکز خواهید کرد یا روی صحیح حرف زدن. مثلاً در مورد یک بحث کلاسی، روان بودن انتخاب مناسبی است. در اینجا مهم این است که شاگردان بتوانند نظراتشان را اظهار کرده و به صورت مستقل فکر کنند. اما اگر مثلاً قرار باشد شاگردانتان نمایشی اجرا کنند و وقت کافی برای تمرین و خواندن و نوشتن متنش و سپس اجرایش را دارند، شاید بهتر باشد تشویقشان کنید که روی صحت و دقت زبانشان کار کنند. بدانید از هر تمرین چه میخواهید و اینرا برای شاگردان هم مشخص کنید. اینطور نباشد که یک تمرین روان حرف زدن به آنها بدهید ولی هر خطایی که داشتند را هم به آنها گوشزد کنید.

تصحیح اشتباهات توسط خود شاگردان

خود شاگردان میتوانند اولین گزینه ی گوشزد کردن ایرادات باشند. غالباً وقتی اشتباهی میکنند خودشان متوجه میشوند. بعضی وقتها ایراد رخ داده یک خطای جزئی بوده و شاگردان فرم صحیح آنرا میدانند. به زبان آموزانتان فرصت بدهید تا خودشان ایرادات خودشان را تصحیح کنند. گاهاً فقط با بالا بردن ابرو یا تکرار خطا، شاگردان متوجه منظورتان شده و خطایشان را برطرف میکنند. بعضی اساتید هم برای هر ایرادی، نوعی حرکت دست بکار میبرند تا شاگردان متوجه شوند. جاافتاده ترین حرکت، اشاره به پشت سر است که یعنی باید فعل گذشته بکار ببرید. اگر اینکار بدردتان میخورد، حتماً شما هم چند اشاره مخصوص ایجاد کرده و بکار برید.

همچنین شاگردان میتوانند خطاهای یکدیگر را گوشزد کنند. خطاگیری توسط هم کلاسی ها میتواند جو مثبتی در کلاس ایجاد کند چون میفهمند که تنها منبع تشخیص درستی و نادرستی شما نیستید و آنها هم میتوانند از هم چیز یاد بگیرند.

زمان استراحت برای تصحیح اشتباه

یک راه تمرکز روی اشتباهات شاگردان این است که در خلال یک درس یا تمرین، وقت استراحت مشخص کنیم و بصورت گروهی به ایرادات شاگردان بپردازیم. وقتی شاگردان به صورت دو نفره یا گروهی مشغول تمرین مکالمه هستند غالباً به آنچه میگویند گوش میدهم. شاگردان هم بعد از مدتی به اینکه شما بین آنها پرسه میزنید و گوش میدهید عادت خواهند کرد ولی اگر برای نظارت کردن بر زبان آموزان عادت به انجام اینگونه کارها ندارید، دفعات اول از این کار شما تعجب خواهند کرد. روش من این است که اشتباهات زبان آموزان را اعم از انتخاب کلمات، تلفظ یا گرامر، یادداشت میکنم. بعد از اینکه مجموعه ای از ایرادهایشان را جمع کردم، تمرین را متوقف کرده و آن ایرادات نمونه را روی تخته مینویسم و از زبان آموزان میخواهم که اشتباهات را پیدا کنند. اگر تمرینات دو نفره اجرا میکنید ولی تعداد شاگردان زوج نیست، از شاگردی که بدون یار تمرینی میماند، بخواهید نقش دستیار استاد را برعهده بگیرد. کاغذ و قلمی بدستش بدهید تا از اشتباهاتی که میشنود یادداشت بردارد. اگر کارشان را خوب بلد بودند، اجازه دهید این زمانهای استراحت را آنها مدیریت کنند. معمولاً اکثر ایرادات توسط خود زبان آموزان قابل برطرف شدن است.

اصلاح در لحظه

مزیتش این است که همچون مورد قبلی مجبور نیستید برای تصحیح اشتباهات، تمرین یا فعالیت کلاسی را متوقف کنید. معمولاً زبان آموزان هم تصحیح لحظه ای را مناسب میدانند. اول به نوع تمرین و هدف از آن تمرین فکر کنید و بعد ببینید آیا تصحیح در لحظه مناسب آن است یا نه. بهرحال دلتان نمیخواهد جریان و روند تمرین و فعالیت کلاسی را با پریدن وسط حرف شاگردان مختل کنید. اگر زبان آموزان را تشویق به اصلاح یکدیگر کنید، اینجا هم میتوانند مسئول تصحیح لحظه ای اشتباهات هم باشند.

غلط های جدید یا همان اشتباهات تکراری قبلی؟

همیشه به شاگردانم میگویم که اگر اشتباهات جدیدی مرتکب میشوند، عیبی ندارد. اشتباهات جدید معمولاً نشانه این است که زبان آموزان کاربردهای جدیدی از زبان را کشف میکنند یا لغات جدیدی را تجربه میکنند ولی اگر غلط های مشخصی را پشت سرهم تکرار میکنند، اصلاً نشانه خوبی نیست. یادداشت برداری از اشتباهات زبان آموز باعث میشود که سند و مدرکی از پیشرفت شان داشته باشند و اشتباهات قبلی را مکرراً مرتکب نشوند. بگویید در دفترشات جدولی بکشند و غلط هایشان و فرم صحیح آن غلط ها را بنویسند. مثلاً چیزی شبیه این:

MistakeCorrectionNote
It depends of the weatherIt depends on the weatherNot the same as in Spanish
I’ve lived in Barcelon since six yearsI’ve lived in Barcelona for six yearsSince – for points in time

For – For periods 

یک روش خوب دیگر این است که گاهاً امتحانی از آنها بگیرید که مشخصاً مربوط به اشتباهات رایجی است که زبان آموزان مرتکب میشوند. با اینکار تشویق میشوند که به یادداشت هایشان نگاهی انداخته و چیزهایی از آنها بیاموزند.

نتیجه

به هر طریقی که اشتباهات زبان آموزان تان را گوشزد میکنید، سعی کنید تجربه خوبی برای زبان آموز باشد. اینکه پشت سر هم خطاهایشان را گوشزد کنید ممکن است آنها را بی انگیزه کند، همانطور که هر زبان آموزی تجربه اش کرده است. حواستان باشد همانطور که گوش بزنگ خطاهایشان هستید، بکارگیری صحیح و ماهرانه زبان جدید توسط آنها را هم ببینید و در جمع هم آنرا بگویید. در مورد یادگیری زبان به این گفته اعتقاد دارم که انسان از اشتباهاتش درس میگیرد.

منبع: https://www.teachingenglish.org.uk/article/error-correction

 

آموزش زبان انگلیسی گلدفیش

بیشتر

چرا تافل فراتر از یک آزمون است و این چه کمکی به موفقیت شما می‌کند؟

 همیشه از آزمون‌های جامع و استاندارد می‌ترسیدم. درواقع از همه‌ی امتحانات می‌ترسم. ترس از اینکه مبادا مشکلی پیش بیاید همیشه مرا عصبی می‌کند. مشاوران بنیاد آموزشی آمریکا در هندوستان به من گفته بودند که آزمون‌های استاندارد و جامع برای پذیرش من در دانشگاه‌های آمریکا حیاتی است ولی من قصد شرکت در آنها را نداشتم. اما بعدها دیدم که تافل فرق دارد.

در کنار آزمون‌های ACT و SAT ، تافل هم آزمونی استاندارد است که برای ورود به اکثر دانشگاه‌های آمریکا ضروری است. برخلاف SAT که به‌نوعی توانایی‌های ذهنی داوطلبان را می‌سنجد، تافل بررسی مهارت‌های پایه خواندن، شنیدن، مکالمه و نوشتن است، یعنی همان کارهایی که دانشجویان درحین تحصیل انجام می‌دهند. به‌عبارت دیگر برای کسب نمره‌های بالا در تافل نیازی نیست باهوش باشید.

ولی باید قالب آزمون را از قبل بشناسید.

آزمون تافل در هر بخش به‌دقت قالب‌بندی شده است. مثلاً بخش نوشتاری همیشه دو قسمت دارد. قسمت تلفیقی (integrated) و قسمت مستقل (independent) . در قسمت تلفیقی داوطلب متنی را می‌خواند و در ادامه متن به یک سخنرانی گوش می‌دهد و سپس نظرات خود را می‌نویسد. در قسمت مستقل یک موضوع داده می‌شود و داوطلب در مورد آن نظرش را می‌نویسد.

آگاهی قبلی از قالب و دستورالعمل تافل در حین آزمون به من خیلی کمک کرد. اگرچه برای هر بخش، فرصتی داده می‌شود تا دستورالعمل را بخوانید ولی متوجه شدم که خواندن دستورالعمل تمرکزم را بهم می‌زند. به همین دلیل قبل از آزمون دستورالعمل را یاد گرفتم و در حین آزمون از آن گذشتم. طی زمانی که برای خواندن دستورالعمل تعیین شده بود گه‌گاه نفس‌های عمیق می‌کشیدم تا از فشاری که حس می‌کردم کاسته شود چون وقتی هر بخش شروع می‌شود دیگر هیچ زمانی برای وقفه و مکث وجود ندارد.

البته دانستن فرمت آزمون همه‌ی ماجرا نیست. دوباره و دوباره، خیلی تمرین کردم. کتاب Delta’s Key to the TOEFL Test هم خیلی مفید واقع شد چون شامل آموزش و تمرین سوال‌های تکی بود و از کتاب Cambridge Preparation for the TOEFL Test برای کار بر روی مهارت‌های پایه همچون یادداشت‌برداری، خلاصه‌کردن و دوباره‌نویسی استفاده کردم. قسمت جالب تافل این بود که من درواقع هیچ کار خاصی برای تمرین تافل انجام ندادم چون کلی راه هست که آمادگی برای تافل را با زندگی معمول و روزمره من ترکیب کند.

چهار روش استفاده از فعالیت‌های روزانه برای تمرین تافل

  1. گپ زدن با دوستان

برای بخش گفتاری تافل، با دوستم انگلیسی حرف می‌زدم. خیلی ساده سوالاتی از او می‌پرسیدم و به‌نوبت من هم به سوال او پاسخ می‌دادم. بادقت زیاد به هم گوش می‌دادیم و برای رفع ایرادات همدیگر پیشنهاداتی ارائه می‌دادیم. اینکار را شبیه به بازی کرده بودیم و اولین کسی که نمی‌توانست پاسخ بدهد بازنده می‌شد.

  1. رادیو گوش کردن

گوش دادن به شبکه‌ی BBC News کمک‌ام کرد تا مهارت‌های شنیداری‌ام را تقویت کنم. اغلب، کارم فقط گوش دادن نبود بلکه یادداشت هم برمی‌داشتم چون یادداشت‌برداری مهارتی حیاتی برای آزمون تافل است.

  1. نوشتن خاطرات

برای تمرین بخش نوشتاری، در پایان هر روز خودم را مجبور می‌کردم خلاصه‌ای از اتفاقات آن روز را بنویسم. گاهاً برای سرگرمی هم که شده در مورد شخصی می‌نوشتم که از او متنفر بودم.

  1. آماده‌ی خواب شدن

به‌علاوه، برای تمرین بیشتر مهارت‌های شنیداری، وقتی به رخت‌خواب می‌رفتم رادیو گوش می‌کردم و عادت داشتم به چیزهایی گوش کنم که واقعاً تا حد خواب‌آلود شدن حوصله‌ام را سر ببرد.

وقتی خودم را برای تافل آماده می‌کردم متوجه شدم که تافل فقط یک آزمون نیست که باید آنرا پشت سر بگذارید. درواقع معیار سنجشی‌ست که نشان دهد آیا می‌توانید در دانشگاهی انگلیسی‌زبان دوام بیاورید یا نه. هرکدام از چهار بخش نماینده‌ی کارهایی است که درعمل باید انجام دهید. مثل کتابی که باید برای تکلیف درسی بخوانید، گوش دادن به درس استاد به‌منظور یادداشت‌برداری برای یک پروژه، مکالمه با دوستان یا با عجله نوشتن تکالیف درسی.

منظورم این است که به تافل به‌عنوان یک آزمون نگاه نکنید. بلکه آنرا یک روز درسی در دانشگاه در نظر بگیرید. فقط برای کسب نمره‌ی خوب در این آزمون نیست که زبان می‌خوانید بلکه می‌خواهید بر چالشِ تحصیل در یک دانشگاه انگلیسی‌زبان غلبه کنید. وقتی روز اول درس و دانشگاه را به‌راحتی پشت‌سر گذاشتید آن‌وقت می‌بینید که آمادگی‌ها و تمرین‌ها ارزش‌اش را داشت.

البته هنوز هم باید این آزمون را بگذرانید. همه‌ی تلاش‌های‌ من هم با کسب نمره‌ی ۱۱۴جبران شد.

آموزش زبان انگلیسی گلدفیش

 

منبع:

http://blogs.voanews.com/student-union/2012/10/11/why-the-toefl-is-more-important-than-just-one-test-and-how-that-can-help-you-succeed/

بیشتر

استفاده از زبان مادری در تدریس زبانهای خارجی

در اواخر دهه هفتاد و اوایل دهه هشتاد میلادی این باور قوت گرفت که استفاده از زبان مادری در کلاسهای تدریس زبان خارجی کار اشتباهی است و باید همه چیز را به زبان مقصد انجام داد تا زبان آموز حداکثر برخورد را با زبان خارجی داشته باشد.

روی کاغذ به نظر درست میرسد ولی مثل همیشه در عمل اوضاع فرق میکند. کاملاً ممکن است که در کلاس فقط از زبان انگلیسی استفاده کنیم ولی این رویکرد چندین فاکتور را نادیده میگیرد. اول از همه اینکه توصیه هایی کلی از این دست ریشه در کلاسهای زبان انگلیسی در جوامع انگلیسی زبان دارد که شاگردانی از اقوام و ملیت های مختلف در آن حضور دارند. در این شرایط استفاده از زبان انگلیسی نه تنها مطلوب است بلکه با توجه به پیش زمینه زبانی مختلف شاگردان، بسیار حیاتی و ضروریست که فقط از زبان انگلیسی استفاده شود.

البته این شرایط در مورد اکثر کلاسهای EFL سراسر دنیا صادق نیست. در اکثر این کلاسها زبان انگلیسی توسط استادی غیربومی کشورهای انگلیسی زبان تدریس میشود و معمولاً پیشینه زبانی و فرهنگی همه زبان آموزان یکسان است. در این موارد اکثر اساتید سعی میکنند تا حد ممکن در کلاس از زبان انگلیسی استفاده کنند. به انگلیسی توضیح میدهند، از شاگردان میخواهند با هم انگلیسی حرف بزنند و فقط به زبان انگلیسی از استاد سوال بپرسند و کارهایی از این قبیل. همه اینها بسیار هم خوب است و احتمالاً نتایج خوبی هم در پی خواهند داشت. ولی استاد غیربومی زبان انگلیسی نسبت به استاد بومی زبان انگلیسی این مزیت را دارد که وقتی لازم باشد میتواند از زبان اول شاگردان هم استفاده کند. هنگام توضیح معنی یک کلمه انگلیسی بجای اینکه استاد چند دقیقه زور بزند تا به انگلیسی ساده به شاگردان بفهماند و آخر سر هم تضمینی نیست که متوجه شده باشند، میتواند سریع و دقیق معنی آنرا به زبان اول شاگردان بگوید. برای اجتناب از اتکای بیش از حد به ترجمه به زبان مادری، بعضی اساتید استفاده شفاهی از زبان مادری را ممنوع کرده و هروقت واقعاً لازم میبینند، معنی کلمه را به زبان اول شاگردان روی تخته مینویسند. با اینکار جلوی استفاده بیش از حد، از روی عادت و خودبخودی از زبان مادری در کلاس هم گرفته میشود.

زبان مادری برای بررسی یادگیری صحیح مفاهیم و مدیریت کلی کلاس در مورد زبان آموزان خردسال و زبان آموزان بزرگسالی که در سطوح ابتدایی زبان انگلیسی هستند بسیار مفید و اثرگذار است. در مورد بررسی یادگیری صحیح مفاهیم مثلاً اگر به عنوان استاد فرق بین ماضی نقلی و گذشته ساده در John has gone to Paris و John went to Paris را توضیح میدهید، از شاگردان بخواهید ترجمه این جملات را به زبان خودشان بگویند تا ببینید بخوبی متوجه شده اند یا نه. برای توضیح و گذاشتن قانونهای کلی در شروع کلاسها زبان مادری بسیار مفید است. حتی همین قانون فقط انگلیسی حرف زدن. شاید بزرگترین امتیاز دانستن زبان اول شاگردان این باشد که استاد قادر خواهد بود بین آن زبان و زبان انگلیسی مقایسه کند و حدس بزند که درک کدام ساختارهای زبانی برای این شاگردان سختتر خواهد بود و حتی مهمتر از آن، اینکه خواهد دانست درک کدام ساختارها برای آنها آسان تر خواهد بود و نیاز به توجه و کار کمتری دارد. استادی که زبان مادری شاگردان را میداند خواهد توانست مشکلات احتمالی شاگردان با واژگان جدید را بداند. مشکلاتی از قبیل واژگانی که هیچ معادلی در زبان شاگردان ندارند یا واژگانی که به آسانی اشتباه گرفته میشوند یا واژگانی که هم در زبان انگلیسی و هم در زبان بومی شاگردان هست ولی در هر زبان معنای متفاوتی دارند.

آخرین نکته اینکه بعضی شاگردان به حس امنیت زبان مادری شان نیاز دارند. شاید از آنهایی هستند که باید همه مفاهیم و معانی زبان انگلیسی را با چیزی در زبان خودشان مرتبط سازند و این روش برای آنها بهترین روش یادگیری واژگان جدید باشد. شاید هم فکر کنند بهترین راه برایشان این است که هر کلمه را با معادلی در زبان

خودشان بشناسند و نه اینکه از اول معنی و مفهوم آن لغت را در ذهنشان بسازند.

آموزش زبان انگلیسی گلدفیش

 

منبع: http://www.onestopenglish.com/support/methodology/teaching-approaches/teaching-approaches-using-l1-in-class/146496.article

 

بیشتر

الفبای آوانگاری بین المللی (IPA)

International Phonetic Alphabet که به اختصار IPA خوانده میشود، به یادگیری تلفظ صحیح تک تک لغات زبان انگلیسی کمک میکند. ولی اول باید خود این الفبا و نحوه بکارگیری اش را یاد بگیرید. توضیحات زیر را خوانده و ویدیو را هم ببینید.

درست است که الفبای انگلیسی فقط ۲۶ حرف است ولی بیش از ۴۰ صدای مختلف دارد. برای اینکه بتوانید زبان انگلیسی را بدون لهجه صحبت کنید، باید با تک تک این صداها و تلفظ دقیق شان آشنا باشید.

حالا میرسیم به این پرسش که چگونه میتوانید صداهای زبان انگلیسی را یاد بگیرید؟

سیستمی وجود دارد که از گروهی از علامت ها برای مشخص کردن هر صدا استفاده میکند. در این مقاله یاد میدهیم که هرکدام از این علامت ها چه صدایی را نشان میدهند و تلفظ صحیح آن صدا چگونه است. با این روش، صداها و آواهای واقعی زبان انگلیسی را یاد گرفته و تمرین خواهید کرد.

در اینجا باید بگوییم که در این مقاله فقط به تلفظ آمریکایی خواهیم پرداخت.

تعاریف

این سیستم علایم که گفتیم، نامش الفبای آوانگاری بین المللی است.  International Phonetic Alphabet که به اختصار IPA خوانده میشود.

آوانگاری (Phonetic) یعنی استفاده از علایم مخصوص برای نشان دادن آوای گفتار و از لغت یونانی phone به معنی صدا گرفته شده است.

حرف صدادار (Vowel) که به فارسی به آن مصوّت یا واکه هم میگویند، صدایی است که با خارج کردن هوا از دهانمان ایجاد میکنیم. حروف انگلیسی a ، e ، i ، o و u را حروف صدادار (vowels) میگوییم چون نشان دهنده صداهایی هستند که با خارج کردن هوا بدون هیچگونه سدی از دهان ایجاد میشوند. این را هم از لغت لاتین vox به معنی صدا (voice که بیشتر برای انسان بکار میرود) گرفته اند.

مصوت مرکب (Diphthong) که به آن واکه مرکب یا آواگروه یا همان دیفتانگ هم میگویند، درواقع یک حرف صدادار است که از تلفظِ پشت سرهمِ دو حرف صدادار تشکیل شده است. مثلاً حرف صداداری که در کلمه loud هست، یک مصوت مرکب است. این کلمه از لغت لاتین diphthongus به معنی دو صدا گرفته شده است.

حرف بیصدا (consonant) وقتیست که برای تولید صدا، سدی بر راه هوای بیرون آمده از گلو ایجاد میشود. مثلاً صدای حرف B وقتی ایجاد میشود که با لب هایمان جلوی هوا را میگیریم. بغیر از حروف صدادار، بقیه حروف الفبای انگلیسی حروف بیصدا هستند: b, c, d, f, g, h, j, k, l, m, n, p, q, r, s, t, v, w, x, y, z.

ویدیوی زیر را ببینید تا استفاده از IPA را یاد بگیرید. همچنین مروری کوتاه دارد بر صداهایی که بعداً یاد خواهیم داد.

آموزش زبان انگلیسی گلدفیش

 

منبع: http://www.really-learn-english.com/english-pronunciation-lesson-01-IPA.html

 

بیشتر

بخش شنیداری آیلتس

آزمون آیلتس طیفی از توانایی‌های شنیداری را می‌سنجد که برای کار، زندگی و تحصیل در محیطی انگلیسی‌زبان به آنها احتیاج دارید. یعنی باید لهجه‌های مختلفی از انگلیسی که به‌صورت رسمی و غیررسمی صحبت می‌شوند را بفهمید.

مدت‌زمان و قالب‌بندی بخش شنیداری آزمون آیلتس

اولین بخش در آزمون آیلتس، بخش شنیداری است. این بخش چهار قسمت دارد که رفته‌رفته سخت‌تر می‌شوند. کلاً چهل سوال دارد و تقریباً سی دقیقه طول می‌کشد. هر قسمت ده سوال دارد و بخش شنیداریِ هر قسمت فقط یک‌بار پخش می‌شود. قبل از پخش هر بخش فرصتی داده شده است که به سوالات نگاه کنید و بعد از پخش ، باز هم وقتی داده شده است تا پاسخ‌های‌تان را بررسی کنید. وقتی به هر قسمت گوش می‌دهید، پاسخ‌ها را در برگه‌ی سوالات می‌نویسید و بعد از پایان، ده دقیقه فرصت دارید تا جواب‌ها را به پاسخ‌نامه منتقل کنید. در این بخش از آزمون چندین نوع لهجه مانند لهجه بریتیش، لهجه آمریکای شمالی و لهجه استرالیایی خواهید شنید.

 

ساختار آزمون

 

بخش یک و بخش دو آزمون شنیداری آیلتس

بخش‌های یک و دو شامل مهارت‌های شنیداری مورد نیاز برای زندگی در کشوری انگلیسی‌زبان است. موقعیت‌هایی همچون خرید و یافتن خانه، اقامت و تطبیق با محیط و موقعیت‌هایی دیگر.

این قطعات شنیداری شامل این موارد هستند:

  • مکالمه‌ای بین دونفر که مثلاً در مورد بازکردن حساب در بانک صحبت می‌کنند.
  • یک مونولوگ، حرف زدن یک نفره، درباره‌ی مثلاً گردشی در یک موزه یا اطلاعاتی درباره‌ی دوره‌های نیمه‌وقت زبان انگلیسی.

بخش سه و بخش چهار آزمون شنیداری آیلتس

موضوع این بخش‌ها آکادمیک‌تر است و تمرکزش بر روی آموزش و تربیت است. شامل این قسمت‌ها است:

  • مکالمه‌ای بین چهار نفر در مورد مثلاً یک پروژه درسی.
  • مونولوگی در مورد یک موضوع کلی آکادمیک.

 

انواع سوالات

انواع مختلفی از سوالات مورد استفاده قرار می‌گیرد و شامل این نوع سوالات هستند:

  • سوال با چندین پاسخ
  • تطبیق دادن
  • طبقه‌بندی کردن
  • سوالات و لیست‌هایی با پاسخ کوتاه
  • تکمیل یک یادداشت، جدول یا فلوچارت
  • تکمیل جمله یا تکمیل یک خلاصه
  • نوشتن بر روی یک نمودار، نقشه یا طرح

هر بخش از آزمون شنیداری معمولاً شامل دو یا سه نوع سوال است پس درکل آزمون شنیداری حداکثر دوازده نوع مختلف سوال خواهید داشت ولی معمولاً نهایت هشت یا نه نوع می‌شود. گاهی یک نوع سوال در بیش از یک بخش استفاده می‌شود. به‌خاطر داشته باشید که ممکن است ترکیبی از انواع گونه‌های سوالات شنیداری را در بخش‌های دیگر آزمون به‌کار بگیرند.

نمره‌دهی

همه‌ی سوالات یک نمره دارند. هر پاسخی که تعداد کلماتش بیشتر از تعداد کلمات مشخص شده برای آن سوال باشد، نمره‌ای نخواهد گرفت پس خواندن دقیق دستورالعمل مهم است. املا و گرامر باید صحیح باشد. هر دو املای آمریکن و بریتیش قابل قبول است مثلاً program/programme یا color/colour ولی مجاز به‌استفاده از حروف اختصاری نیستید. اعداد را می‌توانید به حروف یا به عدد بنویسید.

نمره‌ی نهایی به نمره‌ای کامل بین ۱ تا ۹ تبدیل می‌شود.  در بخش شنیداری نیم نمره‌هم وجود دارد، مثلا هفت و نیم.

چطور می‌توانم نمره شنیداری‌ام را بهتر کنم؟

  • قبل از اینکه بخش شنیداری شروع به پخش شود نگاهی به سوالات بیاندازید و سعی کنید نوع پاسخ احتمالی را پیش‌بینی کنید. مثلاً آیا پاسخ یک شماره است یا یک تاریخ و یا اسم؟
  • در این آزمون نمره منفی وجود ندارد پس نباید سوالی را بی‌پاسخ بگذارید. به همه سوالات پاسخ دهید.
  • سعی کنید جملات بعدی را پیش‌بینی کنید. این کار کمک می‌کند تا برروی پاسخ‌ها تمرکز کنید.
  • زیر کلمات مهم و کلیدی سوالات خط بکشید تا به شما در زمان گوش دادن کمک کند.
  • وقتی قطعه شنیداری پخش می‌شود اگر سوالی را از دست دادید نگران نشوید. سوال بعدی را پاسخ دهید و بعداً سراغ آن سوال بیایید.
  • املا و گرامر پاسخ‌های‌تان را به دقت بررسی کنید.
  • در فرصتی که بعد از پایان آزمون داده می‌شود، مواظب باشید که پاسخ‌ها را عیناً به پاسخ‌نامه منتقل کنید.

آموزش زبان انگلیسی گلدفیش

 

منبع:

http://www.ielts-exam.net/Listening.html

 

بیشتر

آمادگی برای تافل

آمادگی برای تافل

تافل (Test Of English as a Foreign Language) مثل آیلتس آزمونی برای ارزیابی زبان انگلیسی داوطلبان است. تافل آزمونی استاندارد برای سنجش مهارت‌های زبان انگلیسی دانشجو است تا وقتی وارد فضای آکادمیک دانشگاه شد بتواند با همتایان‌اش وارد تعامل شود.

تافل شامل چهار قسمتِ خواندنی، شنیداری، گفتاری و نوشتاری است و  ۱۲۰ نمره دارد. هر دانشگاه برای هر رشته و مقطع خاص، حداقل نمره‌ای را برای پذیرش دانشجو تعیین می‌کند. بعضی دانشگاه‌ها برای دوره‌های مشخصی حتی در هرکدام از چهار بخش تافل هم حداقلی را تعیین کرده‌اند. کسب نمره‌های خوب در تافل خیلی مهم و حیاتی است چون با نمره‌های بالای تافل می‌توانید وارد دانشگاه‌های خوب خارجی شوید.

بخش گفتاری

دیده شده است که داوطلبان در بخش گفتاری مشکلات عمده‌ای دارند. برای کسانی که انگلیسی را روان صحبت نمی‌کنند، تمرین بسیار مفید واقع می‌شود و برای گفتاری واضح و با کمترین غلط گرامری ضروری است. اگر صحیح صحبت کنید، آرام و کُند بودن دیگر ایرادی ندارد. اما بازهم سعی کنید طی زمان تعیین شده سوالات را پاسخ دهید تا نمره‌ای از دست ندهید. صحبت کردن به زبان انگلیسی با دوستان‌تان قطعاً مفید خواهد بود و پس از گذشت مدتی تفاوت را حس خواهید کرد. با این وجود بازهم بهترین راه برای موفقیت در این آزمون، گذراندن دوره‌های آموزشی تخصصی است.

بخش شنیداری

در این بخش باید به چند دیالوگ گوش کنید و به پرسش‌هایی در مورد آن موضوعات پاسخ دهید. اگر با لهجه آمریکایی آشنا باشید، این قسمت آسان خواهد بود اگرچه بعضی اوقات یکی از دیالوگ‌ها به لهجه انگلیسی یا استرالیایی است. بهترین تمرین برای این قسمت، تماشای فیلم‌ها و برنامه‌های انگلیسی‌زبان است تا با تلفظ‌ها آشنا شوید. کلید اصلی این قسمت فهمیدن و تشخیص لغات است.

بخش خواندنی

این قسمت آسان است و متن‌های راحتی دارد. سوالات سرراست و نمره‌آور هستند. البته گاهاً متن دوم سخت‌تر است و باید به‌دنبال منظور اصلی متن و معنی پنهان آن بگردید. پس دقت و تیزی کلید اصلی موفقیت در این بخش است.

بخش نوشتاری

این بخش از آزمون، توانایی بیان افکار و ایده‌های‌تان را می‌سنجد و دانشگاه‌ها توجه خاصی به نمرات این بخش دارند چون آن را نشانی از کیفیت تز فارغ‌التحصیلی آینده شما می‌دانند. نوشتن یک متن واضح با گرامر صحیح که در آن افکارتان را به‌صورتی منسجم ارائه کرده‌اید باعث می شود که نمره خوبی بگیرید. البته در تکلیف نوشتاری تلفیقی (integrated) نظر خودتان را ننویسید و فقط به سوالی که پرسیده می‌شود جواب دهید. مهم‌ترین عواملی که باعث کسب نمره بالا در این قسمت می‌شوند، تمرین نوشتن و آموزش خوب و کامل است.

منبع: http://i-courses.org/student-materials/id/145

بیشتر