من شیفته فلش کارتها هستم و میتوان گفت سه تا از زبانهایی که آموخته ام را مدیون فلش کارتها هستم. بخصوص مارک Anki خیلی خوب است چون کاملاً انعطاف پذیر است و میتوانید به هر روشی که میخواهید آنها را تغییر دهید.

بعد از مدتی که تعداد زیادی فلش کارت را ساخته و حفظ کردید (مثلاً من بتازگی از مرز بیست هزار گذشته ام) درخواهید یافت که همگی کیفیت یکسانی ندارند. بعضی را براحتی میتوان حفظ کرد و دقیقاً همان چیزی را یاد میدهند که میخواستیم و عموماً با دیدنشان لبخندی ملایم روی لبمان میاید. بعضی دیگر روی اعصاب هستند و با دیدنشان میخواهید چیزی را بشکنید یا به دیوار بکوبید. فلش کارت های خوب شما را به ادامه زبان آموزی ترغیب میکنند تا وقتی که به آن زبان مسلط شوید و فلش کارت های بد احتمالاً باعث میشوند که بعد از چند ماه از یادگیری آن زبان صرف نظر کنید.

این مقاله تلاشی است تا سایر زبان آموزان را از اشتباهات بزرگی که در بکارگیری فلش کارتها داشتم آگاه سازم.

 

اصل شماره یک: از تصاویر استفاده کنید.

یک اصل ساده هست که از روانشناسی شناختی دهه های شصت و هفتاد میلادی قرن بیستم ریشه میگیرد و نامش «اثر برتری تصویری» است کهبطور خلاصه یعنی ما انسانها تصاویر را بسیار خوب بخاطر میسپاریم ولی در بیاد سپردن کلمات خیلی ضعیف هستیم. متاسفانه زبانها هم پر از کلمات هستند و خبری از تصاویر در زبان نیست پس یعنی کارمان ساخته است!

ولی میتوان با ترفندی اوضاع را بهتر کرد.

 

مثلاً در مقایسه تصویر بالا با یک لغت مثل apple، بخاطر آوردن تصویر راحتتر از بخاطر آوردن لغت apple است. ولی در مورد یک تصویری که لغتی هم کنارش نوشته شده است چه میتوان گفت؟

تحقیقات نشان میدهد عکسهایی مثل عکس زیر که کلماتی روی آنها نوشته شده است حتی بیشتر از عکسهای بدون نوشته بیاد میمانند. ولی چرا؟ چون ذهن تلاش میکند تا معنی آن کلمه را با عکس مرتبط کند. مثلاً در مورد عکس زیر ذهن خواهد پرسید چرا آنجا apple نوشته شده است؟ آن مجسمه چه ربطی به apple دارد؟ در فرایند تلاش برای ترکیب معنی لغت و معنی تصویر، هر دو بصورتی عمیق در حافظه جای میگیرند.

 

پس همیشه حتماً از تصاویر استفاده کنید (حداقل در یک طرف هر فلش کارت) و اگر این تصاویر ربطی به آنچه میاموزید داشته باشد، یادآوری نیز مقداری بهتر میشود. البته امروزه با وجود ۴۵ میلیارد عکسی که در اینترنت یافت میشود کار سختی پیش رو نداریم.

البته من خودم کاملاً به این مورد عادت نکرده ام و مثلاً اکثر فلش کارتهایم در مورد گرامر زبان فرانسوی خالی از تصویر بودند ولی در فلش کارتهای گرامر زبان روسی شروع به استفاده از تصاویر کرده ام و انصافاً سطح یادگیری و بیادسپاری مطالب هم بسیار بهتر شده است. حال دیگر در تمام فلش کارتهایم از تصاویر استفاده میکنم.

——————————-

۲

اصل شماره دو: هرچه بیشتر بهتر

بخاطر سپردن بعضی لغات سخت است و بعضی زبانها مملو از اینگونه کلمات هستند. مثلاً یادم هست که در ماههای نخست یادگیری زبان روسی واقعاً کار سختی داشتم. فلش کارتها را خیلی صحیح و دقیق درست کردم، تصاویری هم به آنها اضافه کرده و هر روز زبان روسی میخواندم ولی بازهم نمیتوانستم چیزی را برای مدتی بیش از دو هفته در یادم نگه دارم. گاهی برای بیادآوری اطلاعاتی که از زندگی روزمره مان خیلی دور هستند به چیزی بیش از فلش کارتها نیاز داریم. کلمات روسی با آن تلفظ و الفبای متفاوت، برای من بسیار عجیبتر از آن بودند که براحتی حفظشان کنم. خوشبختانه میتوان برای یک لغت چندین فلش کارت متفاوت ساخت و وقتی اینکار را برای کلمات روسی انجام دادم، دیگر چیزی فراموشم نمیشد.

برای هر مطلب هرچه فلش کارتهای بیشتری درست کنید آن مطلب را بهتر حفظ خواهید کرد. میتوان گفت برای کلمات حداقل دو نوع فلش کارت متفاوت وجود دارد که ارزش استفاده کردن را دارند: یک. فلش کارتهایی که درک زبان آموز را میسنجند (مثلاً dog یعنی چه؟). دو. فلش کارتهایی که توانایی تولید زبان را میسنجند (مثلاً حیوان بامزه ای که دمش را تکان میدهد و دوست دارد دنبال گربه ها بدود چیست؟).

مورد اول یعنی کارتهای ادراک، لغت را به تنهایی و در یک سوی کارت مینویسند: (مثالها فرانسوی هستند)

image2

کارت ادراکی

 

و زبان آموز باید به این فکر کند که معنی لغت چیست. در برقراری ارتباط بین یک لغت جدید با تصاویر این نوع کارتها بسیار مفید هستند و دفعه بعدی که آن لغت را در متن جدیدی دیدید یا شنیدید، آن ارتباطات دوباره زنده میشوند. این کارتها معمولاً رویشان یک یا دو لغت نوشته شده است و متن دیگری کنارش نیست. در پشت کارت هم از تصاویر، جملات نمونه و سایر مواردی که فکر میکنید بدردتان خواهد خورد میتوانید استفاده کنید.

حال اگر تصویر را روی کارت بگذارید و لغت پشت آن باشد، نوع تمرین فرق خواهد کرد:

 

 

کارت تولیدی

این نوع کارتها مجبورتان خواهند کرد که آن کلمه را بیاد بیاورید البته با ویژگیهای گرامری (un برای مذکر)، املا و تلفظ. این نوع کارتها همچون تقویت کننده کارتهای غیرمستقیم عمل کرده و هر وقت بخواهید از آن لغت در نوشته یا مکالماتتان استفاده کنید، یادآوری آن را آسانتر خواهد کرد.

زمانی سعی کردم تا فقط از کارتهای نوع دوم یعنی کارتهای تولیدی استفاده کنم تا مثلاً در وقتم صرفه جویی کنم ولی جواب نداد و فقط وقتی لغت chien را بخاطر میاوردم که دقیقاً عکس همان سگ را میدیدم که اصلاً خوب نیست چون در زندگی واقعی همیشه عکس همان سگ را نخواهید دید. ولی اکنون تا حد امکان از هر دو نوع کارت استفاده میکنم و فقط وقتی بیخیال کارتهای تولیدی میشوم که مطمئن هستم نمیخواهم هیچوقت آن لغت را به زبان بیاورم و فقط احتمالاً آنرا در متنی خواهم خواند. اگر در مورد لغتی شک داشته باشم که آیا بکار خواهم برد آنرا یا فقط آنرا در متن خواهم خواند، از هر دو نوع کارت استفاده میکنم. با فلش کارتهایی از نوع Anki بدون اتلاف وقت میتوان اینکار را انجام داد و فرایند مرور کردن را بسیار آسانتر میسازد. بالشخصه اطلاعات گرامری و تلفظی لغت را در پشت هر دو نوع کارت مینویسم چون اگر نتوانم آنرا صحیح تلفظ کنم یا نتوانم از گرامر صحیحی برای آن لغت استفاده کنم، اساساً آن لغت برای گفتار و نوشتار من هیچ فایده ای نخواهد داشت. میخواهم تا حد امکان تلفظ و بکارگیری لغات را تقویت کنم.

———————————–

۳

اصل شماره سه: ساده نگهداشتن کارتها

شاید وقتی لیست لغات زبان تازه را میبینید که در گروههایی کنار هم قرار گرفته اند وسوسه شوید که همان گروه بندی را حفظ کنید و پیش خودتان بگویید چرا وقتی میشود نام روزهای هفته را در یک یا دو کارت نوشت چرا باید وقتم را صرف ساختن هفت کارت جداگانه کنم؟ اولین دسته فلش کارتهایم برای زبان فرانسه مثل کارت زیر بدینگونه بود که روزهای هفته، ماههای سال و حتی میوه های مختلف و هرآنچه که میشد گروه بندی کرد را بصورت گروهی روی کارتها مینوشتم. خیلی بد بود و تا وقتی برای هرکدام از آن لغات فلش کارت جداگانه ای نساخته بودم، هیچکدام را نمیتوانستم بیاد بیاورم.

نمونه ای از کارت بد که به چندین لغت اشاره دارد.

 

کارتهایی مثل کارت بالا مشکلساز هستند چون توانایی ما برای یادآوری هر کدام از آن لغات متفاوت است. مثلاً شاید Monday را خوب بیاد داشته باشید و Tuesday‌را کمی بیاد آورید ولی در یادآوری Wednesday‌ مشکل داشته باشید. پس اگر هر سه لغت روی یک کارت نوشته شده باشند، هر بار که میخواهید یکی از اینها را بیاد آورید باید هر سه را در ذهنتان تکرار کنید. از دو جنبه اتلاف محسوب میشود: جنبه زمانی (چرا زمان را صرف تکرار Monday کرد وقتی که آنرا بخوبی بیاد داریم) و جنبه آموزشی (دفعات زیادی کارت را مرور میکنیم تا همه آن سه لغت را به حافظه بلند مدت منتقل کنیم). پس فلش کارتهای گروهی را به کوچکترین اجزای تشکیل دهنده آن تقسیم کنید بگونه ای که هر کدام فقط یک پاسخ داشته باشند. مثل عکس زیر:

نمونه ای از یک فلش کارت خوب با فقط یک پاسخ.

 

پس تا حد امکان سعی کنید که هدفتان اینگونه باشد که به ازای هر کارت فقط یک مورد را بسنجید چون در طولانی مدت باعث صرفه جویی بسیاری در زمان میشود. یک کارت ساده را براحتی میتوان حفظ کرد و همان سادگی باعث میشود بسرعت بتوان به آن پاسخ داد. اگر هم بلد نباشید آنقدر آن فلش کارت را تکرار میکنید تا یاد بگیرید. پس بیخود وقتتان را صرف Monday نمیکنید و دقیق روی Wednesday تمرکز میکنید.

نکته: البته وقتی میگوییم هر کارت باید برای یک مورد آموزشی بکار برود، قضیه کمی مبهم است. عبارت You’re welcome برای مثال فقط «یک» مورد یا مفهوم است ولی باز هم میتوانید دو فلش کارت از آن بسازید:

یکی (“Thank you!” “___ welcome!”) و دیگری (“Thank you!” “You’re ___!”) . با گذشت زمان خودتان خواهید دانست که چه مقدار از اطلاعات را میتوانید یکباره حفظ کنید ولی برای شروع توصیه میکنم با فلش کارت های ساده ولی در تعداد زیاد شروع کنید نه فلش کارتهای پیچیده و شلوغ ولی با تعدادی کمتر. تقریباً هر دفعه ای که در بیادآوری یک لغت یا اصل گرامری مشکل داشتم به این علت بود که فلش کارتهایم ساده نبودند. برای زبانهایی همچون چینی شاید سه یا چهار کارت جداگانه برای تلفظ، املا و معنی لازم داشته باشید که البته در طولانی مدت باعث صرفه جویی در زمان میشود چون بیاد سپردن تعداد زیادی کارت ساده بسیار آسانتر است از بیاد سپردن چند عدد کارت پیچیده و شلوغ.

 

اصل شماره چهار: دانستن یک معنی کافیست.

بالاتر گفتم که هیچوقت کارتی نسازید که چندین جواب داشته باشد ولی اگر بخواهیم مترادف آن لغت را یاد بگیریم چطور؟

چندین جواب که همگی صحیح هستند (مترادفها، کارت تولیدی)

 

هم plate و هم dish هر دو توصیفی کاملاً مناسب برای تصویر بالا هستند ولی آیا باید هر دو را حفظ کنید؟

خیر. اگر فقط یکی از آنها به ذهنتان بیاید کافیست. بهرحال هر لغت را به شکل جداگانه با استفاده از کارتهای ادراکی یاد خواهید گرفت پس در صورت لزوم مترادفی برای آن لغت خواهید یافت:

چندین جواب که همگی صحیح هستند (مترادفها، کارتهای ادراکی)

چندین جواب که همگی صحیح هستند (مترادفها، کارتهای ادراکی)

 

همچنین این رویکرد برای لغاتی با چندین معنی هم مفید است. مثلاً لغت bar معمولاً در پیوند با نوشیدنیها و به معنی نوشگاه است ولی در اشاره به شمش طلا و شکلات هم بکار میرود. فلش کارتهایی مثل اینها هیچ مشکلی ایجاد نخواهند کرد:

یا

ولی آن سمت قضیه پیچیده تر است. مثلاً پشت فلش کارت زیر چه خواهد بود؟

سمت رویی فلش کارت bar

 

در این حالت دو گزینه پیش رویمان است. میتوانید تعریف اصلی و رایجتر را در پشت کارت بنویسید یا میتوان چندین تعریف متفاوت آنرا در پشت کارت نوشت و اگر هر کدام از آن تعاریف را یادتان آمد، فلش کارت را بعنوان صحیح تیک بزنید:

پشت فلش کارت bar با چندین تعریف متفاوت

پشت فلش کارت bar فقط با تعریف اصلی

 

نمیتوان گفت کدامیک از رویکردهای بالا بهتر است و خودم هر دوی آنها به تناوب استفاده میکنم. در هر دو حالت احتمالاً فقط یکی از تعاریف را بهتر از بقیه بیاد خواهید آورد و همان نقطه آغازی برای تعاریف جدید خواهد گشت و مرتبط کردن تعاریف جدید را راحتتر خواهد ساخت و فلش کارتی با فقط یکی از تعاریف (مثلاً استفاده از bar برای شکلات) برای برقراری ارتباط با معنی رایجتر و اصلی کافی خواهد بود و شما به تمامی معانی لغت bar مسلط خواهید گشت.

——————————–

۴

اصل شماره پنج: متضادها وسوسه برانگیزند ولی از آنها دوری کنید.

وقتی زبان فرانسوی میاموختم، لیستی از متضاد لغات پیدا کردم و سعی کردم آنها را بیاموزم:

وسوسه متضادها: فلش کارتی بد.

وسوسه متضادها: فلش کارتی بد.

 

نوشتن متضادها روی فلش کارت یکی از بدترین ایده های زبان آموزی است. چند هفته بعد که خواستم هر کدام از آنها را بیاد بیاورم هر دو لغت را بیاد میاوردم و درواقع معنی دو لغت متضاد را نمیتوانستم تشخیص دهم. مثلاً انگار از من بپرسند امروز هوا چطور است و من نمیدانم که بگویم امروز هوا سرد یا گرم است چون نمیدانم دقیقاً معنی لغت سرد یا لغت گرم چیست ولی میدانم که معنیشان برعکس هم است.

چند ماه طول کشید تا خسارتی که از این راه بر زبانم وارد شده بود را تصحیح کنم. در ساخت فلش کارتها برای لغات یا مفاهیم مرتبط بهم خیلی دقت کنید و تا حد امکان آنها را بصورت مستقل از یکدیگر بسازید. اینکار را برای لغاتی که از لحاظ موضوع بهم مربوط هستند نیز انجام دهید. مثلاً stoplight, crosswalk, street و sidewalk و همینطور متضادها مثل cold و hot.

فلش کارت خوب: فلش کارتی جداگانه برای هر مفهوم.

 

اصل شماره شش: کوتاه بنویسید.

یک فلش کارت بد: سوال بیش از حد طولانیست.

 

مغز انسان تمایل به تنبلی دارد و البته همیشه راه راحت را انتخاب میکند. در حین تمرین و یادگیری یک فلش کارت، نزدیکترین موارد به لغت مورد نظر را بخاطر میسپاریم و تمایل بر این است که بیخیال باقی کلمات شویم. ولی در این فلش کارت اطلاعات اضافی زیادی هست و اگر مغز آنها را از بر کند، هیچ کمکی به یادآوری نخواهند کرد و کاملاً بی فایده هستند. توضیحات و پرسشهای روی فلش کارت را تا حد امکان ساده و سرراست نگه دارید تا تاثیری مثبت و مفید روی بخاطر سپردن اطلاعات داشته باشد:

فلش کارت خوب: کوتاه و سرراست.

 

اصل شماره هفت: اول یاد بگیرید سپس حفظ کنید.

هان؟؟؟

 

چیزی که میخواهید به خودتان آموزش دهید را قبل از حفظ کردن باید بفهمید. درست است که درجاتی از شک و عدم قطعیت همیشه در یادگیری زبان خارجی وجود دارد ولی این اتلاف وقت است که زبانی را از بر کنیم که بیشترش را نمیفهمیم. پس از مثالهایی استفاده کنید که میفهمید و بیشتر از بقیه مثالها به شما خواهند آموخت:

فلش کارت خوب: مثالهای سرراست و قابل فهم بهترین کارکرد را دارند.

———————————

۵

اصل شماره هشت: اطلاعات غلط ندهید.

فلش کارت بد: اطلاعات اشتباهی را به خودتان نشان میدهید.

 

فلش کارتی که در بالا میبینید مختصر، واضح و قابل فهم است ولی مشکلش این است که وقتی جمله غلطی را روی فلش کارت میخوانید بعدها فکر خواهید کرد که چنین جمله ای صحیح است حتی اگر قبلاً میدانستید که آن جمله اشتباه است. پس خواندن این فلش کارت احتمال گفتن جمله you eats hamburgers در آینده را بیشتر میکند. پدیده ای به نام تاثیر حقیقت وجود دارد که با استفاده از حافظه ناخودآگاه، باعث میشود فکر کنیم چیزهایی که برایمان آشنا هستند، معتبرتر و صحیحتر از چیزهای ناآشنا هستند و مهم نیست که منبع آن اطلاعات چقدر موثق باشد. هربار که مورد نادرستی مثل جمله بالا را میخوانیم، احتمال ارتکاب آن اشتباه در آینده را افزایش میدهیم. پس اگر میخواهید از روش تصحیح غلطها در فلش کارت استفاده کنید، اینگونه انجامش دهید:

فلش کارت خوب: کلمه غلط را ننویسید بلکه جایش را خالی بگذارید.

 

تمام سعیتان را بکنید تا از نوشتن اشتباهات دوری کنید چون اگر اینکار را نکنید، این فلش کارتها باعث مشکلات بسیاری خواهند شد. البته یادآوری این کارتهای اشتباه بعد از دو هفته کار سختی خواهد بود که این به نفع شماست. مغز انسان در کنار گذاشتن تناقضات خوب عمل میکند و اگر فلش کارتهایی با اطلاعات متناقض به خورد مغزمان بدهیم، مغز جلوی یادآوری آنها را خواهد گرفت.

ولی اگر این اتفاق بیافتد، در بیادآوری فلش کارتهای ساده و صحیح هم به مشکل برخواهید خورد. پس فلش کارتهایتان را چک کنید تا مبادا اشتباهاتی ناخواسته در آنها وجود داشته باشد. اگر کارتهایی با اطلاعات اشتباه یا کارتهایی سخت و مشکل داشته باشید، باید از مغزتان تشکر کنید که آنها را بخاطر نسپرده و فرصت تصحیح اشتباهات و ساده تر کردن کارتها را در اختیارتان گذاشته است.

منبع: https://fluent-forever.com/create-better-flashcards/#.Vty7QkIrI2x

 

بیشتر