زبان آموزان نوجوانان

هفت راه برای کمک به زبان آموزان ساکت

وقتی صحبت از حرف زدن در کلاس می شود، زبان آموزان شخصیت های متفاوتی دارند. عده ای خوش صحبت پر حرف هستند که عاشق شرکت کردن در هر موضوعی هستند، عده ای کمی کم حرف تر هستند و می توان با کمی تلاش آنها را وارد بحث کرد، و عده ای نیز زبان آموزان ساکت هستند که حتی فکرِ حرف زدن در جمعی پر تعداد تنشان را می لرزاند.

متاسفانه، دو گروه اول کنترل مکالمه کلاس را در دست می گیرند. اما با در نظر گرفتن اینکه زبان آموزانی که در مکالمات لاسی فعالند بیشتر هم یاد  می گیرند، مدرسان باید همیشه به دنبال راه هایی باشند تا زبان آموزان ساکت و مردد کلاس را تشویق به شرکت در بحث های کلاسی بکنند.

در اینجا به هفت استراتژی برای به حرف کشاندن زبان آموزان ساکت می پردازیم:

 

  • از قبل به آنها بگویید که از آنها سوال خواهید پرسید تا آماده باشند. این کار در زبان آوزان این حس را ایجاد می کند که از آنها انتظار می رود در مکالمه کلاسی شرکت کنند. مثلا می توانید از زبان آموز ۱ بخواهید که به سوال پاسخ دهد. بعد از زبان آموز دیگری بخواهید که جواب او را چک کند. می توانید به زبان آموزان تمرینی بدهید که هر کدام بصورت فردی انجام دهند. در این حین، به زبان آموز ساکت  بگویید که از او خواهید خواست در مورد جواب خود صحبت کند.

 

می توانید این کار را با پرسیدن سوال های ساده کمی راحت کنید: مثلاً اینکه مثلاً فلان اتفاق داخل تمرین در چه تاریخی افتاده است، اینکه مثلاً به چه دلیل فلان کار را انجام نداد، و یا حتی می توانید به جای پرسیدن سوال های این چنینی، از زبان آموز ساکت بخواهید شماره سوالی را که الان در حال حل کردن آن هستند بلند بگوید. با پرسیدن سوال های ساده و حتی کوتاه، کم کم زبان آموزان مردد، بیشتر تشویق به حرف زدن و در میان گذاشتن نظراتشان خواهند شد و در نتیجه بیشتر در کلاس فعال خواهند بود.

 

  • عمداً زبان آموزان ساکت را در یک گروه قرار دهید ت زبان آموز پرحرفی بینشان نباشد که بتواند کنترل مکالمه را به دست گیرد. زبان آموزان ساکت بیشتر تمایل دارند که در گروه های کوچکتر فعالیت کنند تا در سطح کلاسی با تعداد بیشتر. با تشکیل دادن گروهی با زبان آموزان ساکت، آنها مجبور خواهند شد که از لاک خود بیرون بیایند و شروع به صحبت کردن کنند. با این کار، از تک قطبی شدن مکالمه توسط زبان آموزان فعال و پرحرف نیز جلوگیری خواهید کرد. این فعالیت را با انتخاب یک زبان آموز بصورت تصادفی برای دادن خلاصه ای از بحث گروهی به پایان برسانید. یک روش جالب برای انتخاب زبان آموزان می تواند این باشد که زبان آموزی را انتخاب کنید که تاریخ تولد او نزدیکتر است.  این کار زبان آموزان را به یادآری بحث و صحبت در کلاس تشویق می کند.
  • فرصتی برای زبان آموزان فراهم کنید که کار گروهی خود را با دیگر گروه ها و یا با کل کلاس به اشتراک بگذارند. وقتی زبان آموزان به موضوع بحث علاقه دارند و بیشتر با آن درگیر هستند، عاقه ی بیشتری نیز برای صحبت در مورد آن از خود نشان خواهند داد. داشتن وسیله ی کمکی مانند یک پوستر، نقاشی و یا یک مدل به زبان آموزان کمک خواهد کرد تا افکار خود را نظم دهند. می توانید از دو زبان آموز ساکت بخواهید که با یکدیگر برای ارائه ی کار گروه خود کار کنند. اگر ممکن بود، بگذارید قبل از ارائه برای تمام کلاس، اول با شما یا یک زبان آموز دیگر تمرین و مرور کنند. یک بار تمرین به آنها اعتماد به نفس می دهد. از طرف دیگر، بودن در کنار زبان آموز دیگری با ترس های مشترک، می تواند باعث شود احساس راحتی بیشتری بکنند و در نتیجه شانس موفقیت بیشتری داشته باشند.
  • بگذارید زبان آموزان حرکت کنند و یاد بگیرند. یکی از راهکارهای به حرف کشیدن زبان آموزان، بخصوص کودکان، گالری است. تصاویری مربوط به یک فعالیت خاص را در نقاط مختلفی در کلاس روی دیورها بچسبانید. از زبان آموزان بخواهید که بصورت گروهی از تصویری به تصویر دیگر بروند. سعس کنید این تصاویر را بصورت برنامه ریزی شده و با هدف خاصی روی دیوار بچینید تا زبان آموزان مجبور به تعامل با یکدیگر شوند. مثلاً مجبور باشند از تصویری به تصویر دیگر بروند تا سیر داستانی را حدس بزنند، مجبور به حل مساله ای شوند و یا قطعه ی گمشده ای را در داستان پیدا کنند.

 

به علاوه، می توانید بوردهای بزرگی در محلی داشته باشید تا زبان آموزان نظرات خود را روی آن بنویسند  یا با کاغذهای چسبی، بچسبانند. همین طور که زبان آموزان درکلاس از تصویری به تصویر دیگر می روند، مکالماتی بینشان شکل می گیرد. برای زبان آموزان ساکت و مردد، اینکه توجه تمام کلاس به آنها نیست، شرایط را بیشتر محیای حرف زدنشان می کند.

 

  • زبان آموزان را به استفاده از پروژکتور تشویق کنید. داشتن مطلبی آماده برای استفاده با پروژکتور فرصتی را فراهم می کند که زبان آموز با آمادگی بیشتری در مورد مطلب مورد نظر در کلاس حضور داشته باشد و طبیعتاً پاسخ دادن به سوالات مدیریت شده و هدفدار، برای زبان آموز راحت تر خواهد بود. این استرلتژی را نه فقط در کلاس های آموزش زبان انگلیسی، بلکه در کلاس های مختلفی با موضوعات مختلف می توان استفاده کرد. مثلاً می توانید از زبان آموز بخواهید متنی را که نوشته با پروژکتور به زبان آموزان دیگر نشان دهد، سپس از دیگر زبان آموزان بخواهید در مورد متن نظر دهند و جواب به سوال های مختلفی را درون متن بیابند. از زبان آموزان ساکت برای سوالات کوتاه تر استفاده کنید زیرا دادن توضیحات طولانی ممکن است برایشان کمی ترسناک باشد.

 

کارهای دیگری که می توانید در مورد متن های نوشته شده توسط زبان آموزان انجام دهید این است که از زبان آموزان مختلف بخواهید تکنیک های ادبی مختلف، متضاد ها و مترادف ها، و حتی ایرادهای مختلف درون متن را بیابند و به سوالات مختلفی در مورد متن پاسخ دهند . استفاده از متن یا تصویری که زبان آموز با آن آشناست کمک می کند که از ترس آنها کاسته شود و با تسلط بیشتری بتوانند صحبت کنند. اگر جلوی کلاس آمدن برای زبان آموز استرس زا باشد، می توانید از او بخواهید که در جای خودش بنشیند و حرف بزند.

 

  • بحث های نوبتی راه بیاندازید. به عنوان مثلاً، پس از تماشای فیلم یا ویدئو، از زبان آموزان بخواهید در مورد یک چیز که در مورد ویدئو دوست داشتند، دوست نداشتند و یا از آن یاد گرفتند، صحبت کنند. سپس بلافاصه به زبان آموز دیگری بروید و از او سوالی مربوط بپرسید. سعی کنید به زبان آموزان ساکت از قبل خبر دهید که چه زمانی نوبتشان فرا می رسد. مثلا بگویید «خب سام، میبینم که دلت می خواد نفر بعدی تو باشی و بعد از تو نوبت کریس هست» (حتی اگر کریس به ظاهر آمادگی نداشته باشد. دادن جواب های کوتاه همیشه برای آنان راحت تر است و اطلاع داشتن از اینکه کی نوبتشان است به آنها زمان می دهد تا خود را آماده کنند.
  • زمانی را به شخصاً و مستقیماً کار کردن با زبان آموزان ساکت اختصاص دهید. به کرات خواهید دید که زبان آموزان ساکت در واقع اطلاعات بسیار خوبی از مطالب تدریس شده دارند و فقط ترس و اضطراب است که آنها را از صحبت کردن باز می دارد. فرصت هایی فراهم کنید که بتوانند فقط با شما حرف بزنند. از آنها بپرسید که در صحبت با چه کسانی راحت ترند. دو همکلاسی که با آنها احساس راحتی بیشتر بیشتری می کنند را همراه آنها در یک گروه بگذارید تا مطالبی را بصورت گروهی ارائه دهند. اگر به آنها حق انتخاب دهید تا موردی را که با آن راحت ترند انتخاب کنند، قطعاً به روشی خواهند رسید که به شرایط فعلی آنها کمک کند.

 

با استفاده از استراتژی های مختلف، در کنار داشتن حوصله زیاد و تشویق کردن، می توانید راهی پیدا کنید که حتی ساکت ترین زبان آموزان را نیز در کلاس به حرف بکشید. حتی ممکن است روزی بیاید که یکی از آنها داوطلبانه بخواهد صحبت کند.

 

مترجم: بابک طهماسبی

http://www.edweek.org/tm/articles/2015/01/06/7-ways-to-help-quiet-kids-feel.html

 

بیشتر

تشویق و ترغیب نوجوانان

بعنوان کسی که بیش از ده سال است که در زمینه آموزش زبان خوانده و نوشته و کار کرده ام قبول میکنم که انگیزه دادن به نوجوانان در کلاسهای آموزش زبان انگلیسی کار بسیار مشکلی است. وقتی این مساله را در سطح تئوری بررسی میکنیم بسیار ساده است انگار که مراحل تبدیل آب به یخ و سپس بلور برف را مطالعه میکنیم ولی در عمل همچون یافتن یخی است که در مقابل گرما ذوب نشود.

در سطح تئوری، نکات زیر خیلی راحت بنظر میرسند مثل مراحل تبدیل آب به برف:

– درگیر کردن احساسات زبان آموز

– تهدید آمیز و غیرقابل پیشبینی نبودن محتوای دروس و محیط کلاس و رفتار استاد

– شخصی سازی محتوا و روش آموزشی نسبت به زبان آموزان

– پرمعنی و بیادماندنی بودن دروس که باعث پاسخ احساسی از جانب زبان آموزان میشود.

– محرکهای چندگانه برای پردازش زبان جدید که باعث تحریک پاسخ احساسی و زمان پردازش شود.

و سایر موارد مشابه ولی در عمل، آن یخی که در مقابل گرما آب نمیشود، خو شما هستید. یعنی عامل اصلی انگیزه بخشی در عمل خود استاد است.

استاد کلید این مساله است و این حرف جدیدی نیست. کافیست دوران دانش آموزی و نوجوانی خود را بیاد بیاورید. چه چیزی را بعنوان عامل انگیزه بخش و مشوق بیاد میاورید؟ سبک تدریس؟ متد آموزشی؟ مبحثی خاص؟ درسی بخصوص؟ یا که خود مدرس که البته لزوماً همیشه مشوق نیست و میتواند دلسرد کننده نیز باشد. معمولاً این مثال را در مورد درس تاریخ بکار میبرند که تاریخ بسیار مبهم و تودرتو است ولی اگر استاد خوبی داشته باشید، بسیار جذاب و زنده میشود. حتماً شما هم چندین درس مختلف را بیاد میاورید که صرفاً به دلیل استادش برایتان جذاب شده است. هیچ متد و رویکرد تدریسی وجود ندارد که بی نقص باشد یا برای همه شاگردان مفید باشد بلکه به استاد بعنوان مجری بستگی دارد یعنی به شما.

در یک سال گذشته با بسیاری از اساتید زبان دیدار کردم و پای صحبتشان نشستم. در حالت کلی، اساتید در پایان دوره یا جلسه در مورد اینکه از چه مواردی خوششان آمد و از چه مواردی نیامد صحبت میکنند ولی این در مورد شاگردان نوجوان آنها صادق نیست و معمولاً در مورد کلاس چیزی نمیگویند. بعضی از زبان آموزان بزرگسال هم در مورد چیزهایی که در کلاس پسندیده اند صحبت میکنند که درضمن سرنخی بدستتان میدهد که چه چیزی به انها انگیزه میدهد ولی اگر از شاگردان نوجوان بپرسید که آیا کلاس را پسندیدند یا نه، به احتمال بسیار زیاد خجالتی شده و میگویند ممنون خوب بود. ولی براستی از چه چیزی خوششان میاید؟ مسلماً که اساتید و زبان آموزان بزرگسال با نوجوانان یکسان نیستند ولی اصول پایه ای یکسانی وجود دارد و فقط کافیست مواردی را اضافه کنید:

  1. درگیر کردن

البته منظورم درگیر کردن خودتان است. بعنوان استاد باید در مورد موضوعاتی همچون متدهای تدریس، روانشناسی شناختی، زبانشناسی و سایر موارد مشابه مطالعه کرده و بروز باشید. این مرحله اول بود. مرحله بعدی این است که در سطح شخصی هم با کلاس رابطه برقرار کنید یعنی مثلاً تاریخ تولدشان را بدانید، به تک تک شاگردان توجه کنید، وقتی در کلاس قدم میزنید سعی کنید تا حد امکان با شاگردان گفتگوی انفرادی داشته باشید، در مورد حیوانات خانگیشان حرف بزنید، از کفشهای جدیدشان بپرسید، نوشته یا لوگوی روی لباسشان را بپرسید نه ایکه در مورد تکالیفشان بپرسید.

همینطور با حرکات بدن نشان دهید که به حرفشان گوش میدهید. پاسخهایشان را در صحبتتان ذکر کنید تا حس تایید گرفتن داشته باشند که همه از آن خوششان میاید. مبادا درس را حفظ کرده و در کلاسهای مختلف از حفظ برایشان بخوانید. بلکه با توجه به اتفاقاتی که در هر کلاس روی میدهد و پاسخها و جملاتی که زبان آموزان میگویند، مثالها و نحوه ارائه درس را تغییر بدهید و کلمات و اتفاقات را وارد تدریستان بکنید که واقعاً جادو میکند. مثلاً جملاتی همچون اینها را بکار ببرید:

as Ali said earlier… یا this reminds me of Sara’s idea… یا ok, let’s recap, we had “field”, we had “donkey”, Babak gave us “lonely”…

و جملاتی ازین قبیل که نشان دهد گفته هایشان برای شما ارزشمند است. فراموش نکنید که در عین حال که به گروهی از زبان آموزان درس میدهید، به تک تک افراد آن گروه هم درس میدهید یعنی فردیت آنها را هم در نظر بگیرید و نشانشان دهید که مهم هستند.

  1. خنده

با شاگردانتان بخندید نه به آنها. خندیدن بسیار عالیست. سال پیش در کنفرانسی با موضوع آموزش زبان شرکت داشتم و به دویست استاد زبان کاغذی دادم تا ایده ای که به نظرشان میرسد باید با همکارانشان مطرح کنند را رویش بنویسند. چندتا از آنها چیزی به این مضمون نوشته بودند که «میشود همزمان خندید و یاد گرفت». البته منظورم شوخی و خنده مدام و مزه پرانی استاد نیست بلکه منظور خندیدنی است که نشان میدهد به شاگردان خوش میگذرد و مشغول یادگیری هستند و از آن لذت میبرند. خنده باعث تقویت حافظه میشود مگر اینکه تمرکز زبان آموز از چیزی که در حال آموختنش است را بگیرد بهمین دلیل موافق جوک گفتن های نامربوط هستیم. شوخی و خنده باید زبان و درس را تقویت کند.

  1. تفکر

علاوه بر فعالیتهای سرگرم کننده، روابط خوب داخل کلاسی، محتوای جذاب و درگیرکننده، خنده و سایر موارد، همچنین باید زبان آموزان را تشویق به تفکر کنید. بنابر تجربه دریافته ام که محتوا و اطلاعات جدی و سنگین وقتی در کلاسی مفرح و پر از بگو و بخند مطرح میشوند بهتر در یاد میمانند. شاید یک دلیلش این است که وقتی بین صحبتهای غیرجدی نکته ای مهم و جدی را مطرح میکنید بیشتر به چشم میاید. اگر محتوای درستان خیلی خشک و جدی است این را بدانید احتمال اینکه نکات مهم به چشم نیایند، در تدریسی خشک و جدی بیشتر است. اخیراً در جلسه ای سخنرانی داشتم، در کنار فعالیتهای تعاملی، مشارکت شنوندگان در سخنرانی و گفته های مفرح، چند آمار شوکه کننده درباره نوجوانان و سلامت روانی گفتم. بین آنهمه بگو و بخند، این آمارها در مورد واقعیتهای تلخ بیشتر بچشم آمد و مطمئناً بیشتر بیاد میمانند. مثلاً به فیلم «زندگی زیباست» اثر روبرتو بنینی فکر کنید که مصائب افرادی که در آشوویتس بودند بین آنهمه شوخی و ادا درآوردن شخصیت قش اول بیشتر بیاد مانده است یا فیلم «فهرست شیندلر» ساخته استیون اسپیلبرگ و آن کت قرمز. نکته در کنتراست و تضاد شدیدی است که ایجاد میشود. پس ایندفعه که خواستید زمان حال کامل در زبان انگلیسی را آموزش دهید، اینکار را در کلاسی خشک و جدی انجام ندهید بلکه موضوع را در فضایی سرگرم کننده مطرح کنید تا برجسته شود و بیشتر بیاد بماند.

در طراحی تمرینات و فعالیتهای کلاسی اینرا نیز در نظر داشته باشید که در کنار سرگرم کنندگی و جذابیت، زبان آموزان را مجبور کند تا از ذهن و قوه تخیلشان هم استفاده کنند. همه این موارد باید در کنار هم باشد که به هدف اصلی یعنی یادگیری برسیم.

  1. انرژی و سرعت

شما بعنوان استاد زبان به انرژی نیاز دارید. البته بهتر است این انرژی را از آب و سیب بگیرید نه از شکر و قهوه. استاد هم به انرژی روانی نیاز دارد و هم به انرژی فیزیکی. سابقاً در گروه dogme در یاهو عضو بودم که یکی از بهترین گروههای بحث و تبادل نظر برای اساتید زبان است ولی وقتی استادی انرژی ندارد و خسته است، این گروهها کمک زیادی نمیکنند. برای پی بردن به اهمیت انرژی کافیست اول به حالتی فکر کنید که در یک کنفرانس آموزشی، سخنران خسته و بی انرژی است و سپس سخنرانی سرزنده و پرانرژی را در نظر بگیرید. تفاوت را احساس میکنید. البته نمیخواهم زیادی روی انرژی ذهنی تاکید کنم ولی باید بقدری باشد که استاد بتواند در کلاس قدم بزند، متوجه اتفاقات بشود، مسایل را بفهمد، جو کلاس را درک کند، برنامه درسی را بیاد بیاورد بدون اینکه لازم باشد مدام به کاغذ نگاه کند، بخندد و روحیه ببخشد، گوش کند، گپ بزند و سایر مواردی که قبلاً مطرح کردیم را انجام دهد. البته مقدار انرژی موردنیاز برای هرکس در هر روز، در هر کلاس و جلسه متفاوت است ولی بازهم بهرحال باید باشد. درس و کلاس بدون انرژی فراموش شدنی و بیمزه میشود. پس مراقب خودتان باشید، خواب کافی داشته باشید، آب بنوشید، ورزش کنید، آفتاب بگیرید، بخندید، برقصید و از شغلتان لذت ببرید. هم شما و هم شاگردانتان به انرژی شما نیاز دارند. فراموش نکنید که عامل انگیزه بخش به زبان آموزان تان خود شما هستید.

آموزش زبان انگلیسی گلدفیش

 

منبع: https://www.teachingenglish.org.uk/blogs/macapella/fiona-mauchline-motivating-teens-%E2%80%93-easy-finding-a-snowflake-won%E2%80%99t-melt

بیشتر

تشویق و ترغیب نوجوانان

تشویق و ترغیب نوجوانان

بعنوان کسی که بیش از ده سال است که در زمینه آموزش زبان خوانده و نوشته و کار کرده ام قبول میکنم که انگیزه دادن به نوجوانان در کلاسهای آموزش زبان انگلیسی کار بسیار مشکلی است. وقتی این مساله را در سطح تئوری بررسی میکنیم بسیار ساده است انگار که مراحل تبدیل آب به یخ و سپس بلور برف را مطالعه میکنیم ولی در عمل همچون یافتن یخی است که در مقابل گرما ذوب نشود.

در سطح تئوری، نکات زیر خیلی راحت بنظر میرسند مثل مراحل تبدیل آب به برف:

– درگیر کردن احساسات زبان آموز

– تهدید آمیز و غیرقابل پیشبینی نبودن محتوای دروس و محیط کلاس و رفتار استاد

– شخصی سازی محتوا و روش آموزشی نسبت به زبان آموزان

– پرمعنی و بیادماندنی بودن دروس که باعث پاسخ احساسی از جانب زبان آموزان میشود.

– محرکهای چندگانه برای پردازش زبان جدید که باعث تحریک پاسخ احساسی و زمان پردازش شود.

و سایر موارد مشابه ولی در عمل، آن یخی که در مقابل گرما آب نمیشود، خو شما هستید. یعنی عامل اصلی انگیزه بخشی در عمل خود استاد است.

استاد کلید این مساله است و این حرف جدیدی نیست. کافیست دوران دانش آموزی و نوجوانی خود را بیاد بیاورید. چه چیزی را بعنوان عامل انگیزه بخش و مشوق بیاد میاورید؟ سبک تدریس؟ متد آموزشی؟ مبحثی خاص؟ درسی بخصوص؟ یا که خود مدرس که البته لزوماً همیشه مشوق نیست و میتواند دلسرد کننده نیز باشد. معمولاً این مثال را در مورد درس تاریخ بکار میبرند که تاریخ بسیار مبهم و تودرتو است ولی اگر استاد خوبی داشته باشید، بسیار جذاب و زنده میشود. حتماً شما هم چندین درس مختلف را بیاد میاورید که صرفاً به دلیل استادش برایتان جذاب شده است. هیچ متد و رویکرد تدریسی وجود ندارد که بی نقص باشد یا برای همه شاگردان مفید باشد بلکه به استاد بعنوان مجری بستگی دارد یعنی به شما.

در یک سال گذشته با بسیاری از اساتید زبان دیدار کردم و پای صحبتشان نشستم. در حالت کلی، اساتید در پایان دوره یا جلسه در مورد اینکه از چه مواردی خوششان آمد و از چه مواردی نیامد صحبت میکنند ولی این در مورد شاگردان نوجوان آنها صادق نیست و معمولاً در مورد کلاس چیزی نمیگویند. بعضی از زبان آموزان بزرگسال هم در مورد چیزهایی که در کلاس پسندیده اند صحبت میکنند که درضمن سرنخی بدستتان میدهد که چه چیزی به انها انگیزه میدهد ولی اگر از شاگردان نوجوان بپرسید که آیا کلاس را پسندیدند یا نه، به احتمال بسیار زیاد خجالتی شده و میگویند ممنون خوب بود. ولی براستی از چه چیزی خوششان میاید؟ مسلماً که اساتید و زبان آموزان بزرگسال با نوجوانان یکسان نیستند ولی اصول پایه ای یکسانی وجود دارد و فقط کافیست مواردی را اضافه کنید:

  1. درگیر کردن

البته منظورم درگیر کردن خودتان است. بعنوان استاد باید در مورد موضوعاتی همچون متدهای تدریس، روانشناسی شناختی، زبانشناسی و سایر موارد مشابه مطالعه کرده و بروز باشید. این مرحله اول بود. مرحله بعدی این است که در سطح شخصی هم با کلاس رابطه برقرار کنید یعنی مثلاً تاریخ تولدشان را بدانید، به تک تک شاگردان توجه کنید، وقتی در کلاس قدم میزنید سعی کنید تا حد امکان با شاگردان گفتگوی انفرادی داشته باشید، در مورد حیوانات خانگیشان حرف بزنید، از کفشهای جدیدشان بپرسید، نوشته یا لوگوی روی لباسشان را بپرسید نه ایکه در مورد تکالیفشان بپرسید.

همینطور با حرکات بدن نشان دهید که به حرفشان گوش میدهید. پاسخهایشان را در صحبتتان ذکر کنید تا حس تایید گرفتن داشته باشند که همه از آن خوششان میاید. مبادا درس را حفظ کرده و در کلاسهای مختلف از حفظ برایشان بخوانید. بلکه با توجه به اتفاقاتی که در هر کلاس روی میدهد و پاسخها و جملاتی که زبان آموزان میگویند، مثالها و نحوه ارائه درس را تغییر بدهید و کلمات و اتفاقات را وارد تدریستان بکنید که واقعاً جادو میکند. مثلاً جملاتی همچون اینها را بکار ببرید:

as Ali said earlier… یا this reminds me of Sara’s idea… یا ok, let’s recap, we had “field”, we had “donkey”, Babak gave us “lonely”…

و جملاتی ازین قبیل که نشان دهد گفته هایشان برای شما ارزشمند است. فراموش نکنید که در عین حال که به گروهی از زبان آموزان درس میدهید، به تک تک افراد آن گروه هم درس میدهید یعنی فردیت آنها را هم در نظر بگیرید و نشانشان دهید که مهم هستند.

  1. خنده

با شاگردانتان بخندید نه به آنها. خندیدن بسیار عالیست. سال پیش در کنفرانسی با موضوع آموزش زبان شرکت داشتم و به دویست استاد زبان کاغذی دادم تا ایده ای که به نظرشان میرسد باید با همکارانشان مطرح کنند را رویش بنویسند. چندتا از آنها چیزی به این مضمون نوشته بودند که «میشود همزمان خندید و یاد گرفت». البته منظورم شوخی و خنده مدام و مزه پرانی استاد نیست بلکه منظور خندیدنی است که نشان میدهد به شاگردان خوش میگذرد و مشغول یادگیری هستند و از آن لذت میبرند. خنده باعث تقویت حافظه میشود مگر اینکه تمرکز زبان آموز از چیزی که در حال آموختنش است را بگیرد بهمین دلیل موافق جوک گفتن های نامربوط هستیم. شوخی و خنده باید زبان و درس را تقویت کند.

  1. تفکر

علاوه بر فعالیتهای سرگرم کننده، روابط خوب داخل کلاسی، محتوای جذاب و درگیرکننده، خنده و سایر موارد، همچنین باید زبان آموزان را تشویق به تفکر کنید. بنابر تجربه دریافته ام که محتوا و اطلاعات جدی و سنگین وقتی در کلاسی مفرح و پر از بگو و بخند مطرح میشوند بهتر در یاد میمانند. شاید یک دلیلش این است که وقتی بین صحبتهای غیرجدی نکته ای مهم و جدی را مطرح میکنید بیشتر به چشم میاید. اگر محتوای درستان خیلی خشک و جدی است این را بدانید احتمال اینکه نکات مهم به چشم نیایند، در تدریسی خشک و جدی بیشتر است. اخیراً در جلسه ای سخنرانی داشتم، در کنار فعالیتهای تعاملی، مشارکت شنوندگان در سخنرانی و گفته های مفرح، چند آمار شوکه کننده درباره نوجوانان و سلامت روانی گفتم. بین آنهمه بگو و بخند، این آمارها در مورد واقعیتهای تلخ بیشتر بچشم آمد و مطمئناً بیشتر بیاد میمانند. مثلاً به فیلم «زندگی زیباست» اثر روبرتو بنینی فکر کنید که مصائب افرادی که در آشوویتس بودند بین آنهمه شوخی و ادا درآوردن شخصیت قش اول بیشتر بیاد مانده است یا فیلم «فهرست شیندلر» ساخته استیون اسپیلبرگ و آن کت قرمز. نکته در کنتراست و تضاد شدیدی است که ایجاد میشود. پس ایندفعه که خواستید زمان حال کامل در زبان انگلیسی را آموزش دهید، اینکار را در کلاسی خشک و جدی انجام ندهید بلکه موضوع را در فضایی سرگرم کننده مطرح کنید تا برجسته شود و بیشتر بیاد بماند.

در طراحی تمرینات و فعالیتهای کلاسی اینرا نیز در نظر داشته باشید که در کنار سرگرم کنندگی و جذابیت، زبان آموزان را مجبور کند تا از ذهن و قوه تخیلشان هم استفاده کنند. همه این موارد باید در کنار هم باشد که به هدف اصلی یعنی یادگیری برسیم.

  1. انرژی و سرعت

شما بعنوان استاد زبان به انرژی نیاز دارید. البته بهتر است این انرژی را از آب و سیب بگیرید نه از شکر و قهوه. استاد هم به انرژی روانی نیاز دارد و هم به انرژی فیزیکی. سابقاً در گروه dogme در یاهو عضو بودم که یکی از بهترین گروههای بحث و تبادل نظر برای اساتید زبان است ولی وقتی استادی انرژی ندارد و خسته است، این گروهها کمک زیادی نمیکنند. برای پی بردن به اهمیت انرژی کافیست اول به حالتی فکر کنید که در یک کنفرانس آموزشی، سخنران خسته و بی انرژی است و سپس سخنرانی سرزنده و پرانرژی را در نظر بگیرید. تفاوت را احساس میکنید. البته نمیخواهم زیادی روی انرژی ذهنی تاکید کنم ولی باید بقدری باشد که استاد بتواند در کلاس قدم بزند، متوجه اتفاقات بشود، مسایل را بفهمد، جو کلاس را درک کند، برنامه درسی را بیاد بیاورد بدون اینکه لازم باشد مدام به کاغذ نگاه کند، بخندد و روحیه ببخشد، گوش کند، گپ بزند و سایر مواردی که قبلاً مطرح کردیم را انجام دهد. البته مقدار انرژی موردنیاز برای هرکس در هر روز، در هر کلاس و جلسه متفاوت است ولی بازهم بهرحال باید باشد. درس و کلاس بدون انرژی فراموش شدنی و بیمزه میشود. پس مراقب خودتان باشید، خواب کافی داشته باشید، آب بنوشید، ورزش کنید، آفتاب بگیرید، بخندید، برقصید و از شغلتان لذت ببرید. هم شما و هم شاگردانتان به انرژی شما نیاز دارند. فراموش نکنید که عامل انگیزه بخش به زبان آموزان تان خود شما هستید.

آموزش زبان انگلیسی گلدفیش

 

منبع: https://www.teachingenglish.org.uk/blogs/macapella/fiona-mauchline-motivating-teens-%E2%80%93-easy-finding-a-snowflake-won%E2%80%99t-melt

 

بیشتر