بعد از اشتیاق به یادگیری و تمایل به مطالعه، دیکشنری مهمترین ابزار یادگیری زبان است. در این نوشته ده ترفند را معرفی میکنیم که یادگیری زبان با استفاده از دیکشنری را بهبود میبخشد.

دیکشنری تک زبانه بخرید.

امروزه که ترجمه آنلاین و دیکشنریهای دوزبانه مد روز هستند شاید شما هم وسوسه شوید که یک دیکشنری دوزبانه بخرید ولی اینکار را نکنید.

لغات و مفاهیم بسیاری هستند که قابل ترجمه به زبانی دیگر نیستند. دیکشنریهای دوزبانه کمک میکنند تصویری کلی از معنی لغت بدست آوریم و تضمینی نیست که معنی دقیق را منتقل کنند. وقتی معنی لغتی را به زبان اولتان میخوانید هیچ کمکی به حفظ کردن آن لغت در زبان دوم نمیکنید.  در نهایت،به خودتان می آیید و میبینید کلمه ای که به دنبال آن می کشتید، اصلا چیزی نیست الان دارید معنی آنرا میخوانید.

هنگام خرید دیکشنری دقت کنید.

اکثر زبان آموزان برای خریدن یک بطری شیر بیشتر از خرید دیکشنری وقت صرف میکنند. زمان بگذارید. دیکشنریها همه یکسان نیستند. بعضی برای گویشوران بومی نوشته شده است و بعضی برای زبان آموزان و بعضی دیگر برای هر دو گروه. پس هنگام خرید دیکشنری عجله نکنید.

قبل از خرید دیکشنری زبان انگلیسی، چند لغت را پیدا کرده و بخوانید و ببینید آیا معنی آن لغت را براحتی متوجه میشوید یا نه. ملاک باید خودتان باشید و دیکشنری باید مناسب شما باشد. هیچ جایگزینی برای یک دیکشنری مناسب وجود ندارد.

هنگام خرید یک دیکشنری، این نکات را در نظر داشته باشید:

– هزینه. مناسب با بودجه تان یک دیکشنری بخرید.

– کیفیت. آیا بخوبی صحافی شده است؟ بعد از مدتی استفاده بازهم یکپارچه باقی میماند؟ صفحاتش برای نوشتن بقدر کافی ضخامت دارد؟

– وزن. در حالت ایده‌آل باید همه جا دیکشنری را بهمراه داشته باشید پس یک دیکشنری سبک انتخاب کنید.

– سطح زبان. آیا متوجه توضیحاتش میشوید یا بالاتر از سطح شماست؟

– عکس و تصویر. ‌آیا برای کمک به یادگیری از اشکال و تصاویر استفاده کرده است؟

نحوه بکارگیری دیکشنری را یاد بگیرید.

روش کار با همه دیکشنریها یکسان نیست. با گذشت زمان نحوه بکارگیری دیکشنری تان را یاد خواهید گرفت. تعداد زیادی از زبان آموزان قسمت مقدمه و راهنمای دیکشنری ای که خریده اند را نمیخوانند. باید یاد بگیرید که سیلابها، تلفظ، معنی و مثالها لغات و سایر اطلاعات ارائه شده را تشخیص دهید.

نکات مشترک اکثر دیکشنریها:

– کلمات راهنما. در بالای هر صفحه دو لغت نوشته شده است. اینها لغات راهنما هستند که کار جستجو در دیکشنری را راحتتر میکنند. بیاد داشته باشید که همه دیکشنریها با ترتیب الفبایی لغات را میچینند و براساس چند حرف آغازین لغات راهنما میتوانید سریعاً کلمه مورد نظرتان را بیابید.

– تلفظ. در صفحات آغازین هر دیکشنری یک جدول راهنمای خواندن علایم آوانگاری قرار دارد. آن جدول را یاد بگیرید تا بتوانید تلفظ لغات را بفهمید. به علامت استرس « ‘ » توجه کنید که معمولاً قبل از سیلابی میاید که استرس برمیدارد.

– اقسام کلمه. دیکشنری مشخص میکند که آیا یک لغت فعل، اسم، صفت یا چه نقش دستوری دیگری را بر عهده دارد. توجه داشته باشید که اکثر لغات ممکن است در جملات مختلف بیش از یک نقش داشته باشند.

– متضاد و مترادف. مترادف (synonym) یعنی لغتی که معنی یکسانی با آن لغت دارد و متضاد (antonym) یعنی لغتی که معنی اش برعکس آن لغت است.

دیکشنری شما احتمالاً شامل اطلاعات دیگری هم هست و این وظیفه شماست که آنها را بدانید. دانستن نحوه کار با هر دیکشنری بسیار حیاتیست.

از دیکشنری براحتی استفاده کنید.

دیکشنری چاپ میشود که واقعاً مورد استفاده واقع شود و رویش چیزی نوشته شود. از قلم خوردگی دیکشنری نهراسید. نکات مورد نظرتان را به هر زبانی که خواستید در گوشه و کنار صفحاتش بنویسید. نوک صفحاتی که زیاد به آن سر میزنید را برای نشانه گذاری تا بزنید. حواستان به یادگیری زبان باشد نه محافظت از دیکشنری.

– هر وقت برای اولین بار بدنبال لغتی میگردید، یا با ماژیک هایلایت اش کنید یا زیرش خط بکشید. اینکار کمک میکند لغت را راحتتر حفظ کنید.

– اگر دنبال لغتی میگشتید و دیدید که قبلاً هم به آن سر زده بودید، اینبار یک علامت ستاره هم کنارش بگذارید. متوجه خواهید شد که بعضی لغات را بارها و بارها جستجو کرده اید و خود اینکار به حفظ کردن لغت کمک میکند.

– دفعه بعد که دوباره به همان لغت رسیدید یک علامت تیک کنار آن بگذارید. این میشود دفعه سوم که به این لغت رسیدید.

– دفعه چهارم یک علامت ضربدر کنار آن بگذارید یعنی قبلاً سه بار به آن لغت سرزده اید.

– دفعه پنجم تاریخ آنروز را کنار لغت بنویسید. دیگر بس است. قبلاً چهار بار معنی این لغت را خوانده اید این دفعه هرطور که شده باید آن لغت را یاد بگیرید.

هرچه بیشتر از این علایم یادآوری استفاده کنید بیشتر به یادگیریتان کمک میشود.

بدانید کی باید به دیکشنری رجوع کرد.

بلاشک دیکشنریها منابعی عالی هستند ولی دلیل نمیشود هربار که لغت ناآشنایی شنیدید یا خواندید سراغ دیکشنری بروید.

– سعی کنید معنی لغت را از متن حدس بزنید.

– به شنیدن یا خواندن متن ادامه دهید چون ممکن است در ادامه توضیحی برای آن لغت ارائه شود.

اگر بازهم معنی لغت را متوجه نشدید سراغ دیکشنری بروید یا لغت را جایی یادداشت کنید تا بعداً بدنبال معنی اش بگردید. زمان استفاده از دیکشنری هم مهم است.

بصورت اتفاقی لغتی را بخوانید.

هر روز یکبار دیکشنری را بصورت اتفاقی باز کنید و یکی از لغات آن صفحه را بخوانید. بخوانید و با صدای بلند تکرار کنید. تعریف و مثالها را بدقت خوانده و سعی کنید با این لغت جدید یک جمله بسازید. در چند روز آتی هم سعی کنید جمله ای با آن لغت بسازید و به دوستان یا استادتان بگویید. حفظ کردن و یادگیری لغات تصادفی کار سختی است ولی صحبت کردن در مورد این لغات تاثیر بسیاری بر یادگیری و تثبیت آنها میگذارد.

بازیهای مبتنی بر دیکشنری انجام دهید.

تقریباً تمامی کارشناسان آموزش زبان بر این باورند که بازی و ایفای نقش تاثیر مثبت زیادی در فرایند یادگیری زبان دارند. در ادامه چند بازی مربوط به دیکشنری مثال میزنیم.

– املا. لغتی که هر دو بلد هستید را از دیکشنری انتخاب کنید و لغت را به دوستتان بگویید و او هم باید املای لغت را بگوید. سپس دوستتان لغتی را انتخاب کرده و شما باید املایش را بگویید. زمان پاسخ دادن را بسنجید و بعد از ده لغت هر کس که کمترین زمان را بدست آورد برنده بازی میشود.

– معنی. این یک بازی گروهی است یک نفر معنی لغت را از روی دیکشنری میخواند و بقیه باید خود لغت را حدس بزنند. هرکس زودتر حدس بزند، برنده است.

– لغات عجیب. این هم یک بازی گروهیست. هرکس در نوبت خودش صفحه ای را بصورت اتفاقی انتخاب میکند و باید عددی بین یک تا ده را انتخاب کند. سپس لغات را بشمارید و مثلاً اگر عدد هفت را انتخاب کرده بود، باید لغت هفتم آن صفحه را به جمع بگوید و سپس معنی اش را توضیح داده و جمله ای با آن بسازد. البته آن فرد میتواند به دروغ یک معنی برای آن لغت بسازد. سپس بقیه نظر میدهند که آیا معنی و جمله درست بوده است یا نه. اگر معنی را بدرستی گفته بود، سه امتیاز نصیبش میشود ولی اگر دروغ گفته بود، به ازای هر شخصی که دروغش را باور کرده است، یک امتیاز میگیرد.

– مسابقه دیکشنری. هر کس یک دیکشنری دست میگیرد ولی لازم نیست همگی یک نوع دیکشنری داشته باشند. یک نفر لغتی را میگوید و همه شروع به پیدا کردن لغت در دیکشنری شان میکنند. هر کس زودتر شماره صفحه آن لغت را اعلام کرد برنده است. سپس باید همه به ترتیب تعریف آن لغت را در دیکشنری خودشان بخوانند. مقایسه تفاوتهای دیکشنریها جالب خواهد شد.

فیکشنری. این بازی نیز گروهی است. هرکس به نوبت لغتی را از دیکشنری انتخاب میکند. سپس هر کسی تعریف غلطی از آن لغت نوشته و آن شخص همه نوشته ها را جمع میکند و برای همه میخواند. یک امتیاز برای حدس زدن معنی درست، دو امتیاز برای نوشتن معنی نادرستی که سایر شرکت کنندگان بعنوان معنی درست حدسش بزنند و سه امتیاز برای کسی که لغتی را انتخاب کند که کسی به آن رای ندهد. بازی وقتی تمام میشود که هرکدام از شرکت کنندگان یک بار لغتی را از دیکشنری انتخاب کرده باشند.

از دیکشنریهای آنلاین هم بهره ببرید.

درست است که دیکشنری خودتان که کلی علامت و حاشیه نویسی دارد هیچ جایگزینی ندارد ولی دیکشنری ای که شامل تمام لغات انگلیسی بشود هم وجود ندارد. بر سر تعداد لغات زبان انگلیسی توافقی وجود ندارد و از ۲۵۰ هزار تا بیش از یک میلیون لغت ادعا میشود ولی آنچه مسلم است با وجود اصطلاحات و عبارات جدیدی که هر روز رایج میشود، روزبروز بر تعداد لغات زبان انگلیسی اضافه میشود.

اغلب دیکشنریها برای یادگیری زبان و استفاده روزمره مفید هستند ولی روزی خواهد رسید که لغت مورد نظرتان را در دیکشنریتان پیدا نخواهید کرد. تعداد زیادی دیکشنری آنلاین خوب موجود است پس مدتی به دنبال دیکشنری مطلوبتان بگردید. این نکته را به خاطر داشته باشید که املای لغات در کشورهای آمریکا، بریتانیا، کانادا و استرالیا گاهاً کمی فرق میکند پس اگر یکی از این کشورها مد نظرتان است، دیکشنری مربوط به همان منطقه را انتخاب کنید.

از دیکشنریهای دوزبانه استفاده کنید ولی اعتماد نکنید.

دیکشنری دوزبانه یا دیکشنری ترجمه شده برای درک سریع معنی لغت مفید هستند ولی اینرا هم بدانید که معانی با گذشت زمان تغییر مییابند و در زبانها نیز تغییرات ظریفی رخ میدهد. هربار که معنی لغتی را در دیکشنری دوزبانه خواندید، حتماً سرفرصت سراغ دیکشنری انگلیسی تک زبانه هم بروید و دوباره معنی آن لغت را بخوانید تا هم معنی را چک کرده باشید و هم کنار لغت یک علامت زده باشید.

املاهای عجیب و پیچیده را یاد بگیرید.

یکی از موانع پیش روی همه ما هنگام یادگیری زبان این است که برای یافتن یک لغت در دیکشنری اول باید املای آنرا یاد بگیریم.

این موارد را بخاطر بسپارید:

– حروفی که نوشته میشوند ولی خوانده نمیشوند: مثل حرف k در knight و knife یا p در psychology و w در wrestle و h در hour

– صدای ف ممکن است بصورت ph نوشته شود.

– صدای س بشکل c یا ps هم نوشته میشود.

– امکان اشتباه در حروف صدادار (a, e, I, o, u, y) بسیار است پس اگر یکی را امتحان کردید و دیدید در دیکشنری نیست، بعدی را امتحان کنید یا بصورت ترکیبی (ai, ea, ei, ou) امتحان کنید.

– واژه های هم‌آوا (homophones) که تلفظ مشابه ولی املای متفاوتی دارند مثل their, there, they’re

– اگر دفعه اول لغتی را نیافتید، تسلیم نشوید و با املای دیگری امتحان کنید.

هرچه بیشتر به دیکشنری مراجعه کنید، سرعتتان در یافتن لغات هم بیشتر میشود.

فرق بین دیکشنری و اصطلاحنامه را بدانید.

بعد از اینکه نحوه کار با دیکشنری را یاد گرفتید شاید بد نباشد یک اصطلاحنامه (thesaurus) هم بخرید. در اصطلاحنامه بجای تعریف لغت، لیستی از مترادفها و متضادهای آن کلمه ارائه میشود. این کتابها برای یافتن بهترین لغات در متن و جذابتر کردن آن بسیار بدرد میخورند.

استفاده روزانه از دیکشنری هم برای مطالعه و هم برای تفریح باعث میشود که زبان انگلیسی را سریعتر و بهتر یاد بگیریم و به آنجا برسیم که شاید دیگر نیازی به آن نداشته باشیم. ولی مگر داریم؟ مگر میشود؟ همگی ما هرروزه به لغات جدیدی برمیخوریم و هیچکس بی نیاز از دیکشنری نیست.

منبع: Source: http://www.tesolgames.com/dictionary-tips/

بیشتر