بعنوان استاد هم میخواهیم کار آموزشی موفق انجام دهیم و هم میخواهیم زبان آموزانمان به میزان لازم جلسات را ادامه بدهند تا آموزشی که به آنها میدهیم، بصورت ثابت در ذهنشان حک شود.

این دو هدف، هم برای تدریسی موفقیت آمیز و هم برای اینکه بهرحال باید زبان آموزی داشته باشیم که به او تدریس کنیم، بهم مربوط و جدانشدنی هستند. نخست به هدف اول یعنی تدریس میپردازیم و با موضوع همیشه محبوب! تکلیف خانه شروع میکنیم:

 

اختصاص تکالیف و بررسی تکالیف

– نکته اصلی، ثبات است. یک روش و روند منظم داشته باشید تا زبان آموزان هم بدانند که باید انتظار چه چیزی را داشته باشند و اوضاع دستشان بیاید و ریتم خاص خود را بدست بیاورند.

– بار سنگینی بر دوششان نگذارید. زبان آموزان مسئولیتهای دیگری نیز دارند. حجم کار را به بخشهای منظم و قابل کنترل تقسیم کنید. انجام تکالیف کوچکتر ولی مثلاً هفتگی خیلی راحتتر از انجام پروژه ای بزرگ ولی ماهانه است.

– همیشه تکالیف را در ارتباط با اهداف و نگاه کلی دوره طراحی کنید. تمرینات نالازم و نامعتبر ندهید. بیربط نبودن تکالیف خیلی مهم است.

– علامت گذاری و تحلیل تکالیف خیلی مهم است. زبان آموز انرژی و زمان صرف تکلیفش کرده است و استاد باید آنرا کاملاً ارزیابی کند. اظهار نظر و تشویق، نقد و بازخورد سازنده به زبان آموز نشان خواهد داد که استاد قدر زمان و انرژی صرف شده توسط زبان آموز را میداند. در این مورد هم ثابت قدم و منصف باشید.

– همه امتیازها و نمرات زبان آموزان را بخوبی نگه دارید. دستاوردها و نتایج کارشان را نشان دهید. به کار زبان آموزان ارزش قائل شوید.

– تستهایی که بلافاصله پس از پاسخ دادن زبان آموز به سوال، گزینه درست را مشخص میکنند، نوع باارزشی از ارزیابی و اصلاح است. البته حتماً پاسخهای زبان آموزان به سوالات را جمع آوری کنید تا بتوانید نظرتان را در مورد عملکرد زبان آموز بنویسید. توصیه هایتان را صریح و کوتاه بنویسید. بهتر است جدولی از آزمونها و نمرات هر زبان آموز داشته باشید.

کمک به زبان آموزان ضعیفتر

به روشهای مختلفی میتوان به زبان آموزان ضعیفتر یاری رساند:

– اگر امکانش باشد، میتوان برای یافتن ریشه مشکلات زبان آموزان، جلسات مشاوره خصوصی برگذار کرد.

– اگر از لحاظ وقت و بودجه مشکلی نباشد، میتوان برای زبان آموزان ضعیفتر کلاسهای بیشتری برگذار کرد. اگر هم امکان برگذاری کلاسهای اضافی وجود ندارد میتوان متون یا تمرینات بیشتری به آنها داد. البته این وقتتان را خواهد گرفت پس بخوبی برنامه ریزی کنید. وقت خالی که میخواهید به این فعالیتها اختصاص دهید را مشخص کنید. این به تعهد شخصی و تعهدات آموزشی تان وابسته است. حجم انبوهی از کار را بر عهده نگیرید. در مورد زمان، عملی بیاندیشید و به زبان آموزان هم بگویید که چقدر میتوانید زمان بگذارید.

– یک روش دیگر این است که یک زبان آموز قوی را با یک زبان آموز ضعیف در یک تیم دو نفره قرار دهید تا قویتر به ضعیفتر کمک کند. حواستان باشد که هر دو زبان آموز به یک اندازه مشارکت کنند و کاملاً نظارت داشته باشید. تناسب شخصیتی دو زبان آموز را نیز در نظر بگیرید.

– بازخورد منظمی در مورد پیشرفتشان بدهید تا تشویق شوند و خود را به رسمیت بشناسند.

تدریس به زبان آموزانی با سطوح مختلف

اصلاً وسوسه کننده نیست ولی چاره ای هم ندارید بهرحال باید به این نوع کلاسها هم درس بدهید. معمولاً منابع درسی ای که باید در این کلاسها تدریس شوند را نمیتوان براحتی بر اساس سطح زبان شاگردان قسمت بندی کرد. نباید با توجه صرف به نیازهای زبان آموزان سطوح پایینتر باعث خستگی و بیحوصلگی زبان آموزان سطوح بالاتر بشویم و همچنین نمیتوانیم نیازهای سطوح پایین را نادیده بگیریم و فقط مطالب سطوح بالا را تدریس کنیم.

در بعضی موارد میتوان زبان آموزان را بصورت ضعیف/قوی در گروههای دو نفره جای داد. شاید لازم شود به زبان آموز قویتر فقط تمرینی اضافه یا تمرینی سطح بالاتر داد و تمرکز تدریس اصلی را روی زبان آموز ضعیفتر گذاشت. البته این تمرین اضافه باید با موضوع جلسه در ارتباط باشد. همچنین میتوانید بخشی از ارائه دروس را با همکاری زبان آموزان قویتر انجام دهید.

استاد جانشین

– بخشی از حیات کاری یک استاد همین جانشین شدنهایی است که چند ساعت مانده به شروع کلاس اطلاع میدهند. در اکثر این موارد هیچ اطلاعاتی در مورد آن کلاس ندارید ولی با کمی تلاش میتوانید از خود شاگردان اطلاعاتی بدست بیاورید.

– در این موارد سعی کنید تا حد امکان به برنامه درسی کلاس وفادار بمانید. با مرور زمان و کسب تجربه، این کار را بهتر انجام خواهید داد.

– خودتان را معرفی کرده و از زبان آموزان هم بخواهید خودشان را معرفی کنند. با اینکار سطح زبان شاگردان را تا حدودی درخواهید یافت.

– موضوع آن جلسه را معلوم کنید. معمولاً از کتاب درسی مشخص میشود.

– اگر هنوز نسبت به سطح زبان شاگردان شک دارید، تمرینات ساده ایفای نقش راه بیاندازید: خرید، رستوران، موسیقی و فیلم.

– اگر تجربه کافی دارید یا اگر از طرحِ درسیِ محبوبتان چند کپی در کیفتان داشته باشید به دردتان خواهد خورد. مثلاً بیان ساعت و زمان و یا شجره خانوادگی و …

– چند بازی محبوب و قدیمی یا فعالیتهای وقت گذرانی انجام دهید.

– چند تمرین مختلف همیشه در کیفتان داشته باشید تا در صورت لزوم بلافاصله کپی گرفته و به زبان آموزان بدهید.

– معمولاً زبان آموزان مشتاق آشنایی با استاد جدید و تجربیاتش هستند. از این موضوع استفاده کرده و به بحث دعوتشان کنید.

– حرفه ای باشید. رفتن سر یک کلاس بعنوان استاد جایگزین و آشنایی با افراد جدید باید جذاب و آموزنده باشد.

– اگر قرار است برای همه طول ترم جایگزین استادی شوید، تا حد امکان نوشته ها و اسناد استاد قبلی درباره موارد تدریس شده را جمع آوری کنید. سپس بعد از آشنایی با کلاس از زبان آموزان بخواهید روند کلاس از آغاز تا ملحق شدن شما را تعریف کنند. با اینکار خواهید توانست دروس را متناسب با اهداف دوره فراهم کنید و همه منابع درسی که امکان تدریسش تا آخر دوره است را تدریس کنید.

تدریس از روی طرح درسی یک استاد دیگر

همه اساتید این تجربه را داشته اند که مجبور شده اند بدون اینکه فرصت زیادی داشته باشند، درسی را تدریس کنند. بهرحال ممکن است مشکلی برای استادی پیش بیاید و مجبور شوید جای خالی او را پر کنید. حالتهای مختلف را مرور کنیم:

هیچ برنامه ای وجود ندارد. چکار میشود کرد؟ خیلی سخت نیست. میتوان براحتی از خود شاگردان پرسید که آخرین مطلب تدریس شده چه بوده است. اگر هم از روی کتاب درسی پیش میروند، با نگاهی به کتاب اوضاع دستتان میاید. سپس به ابتکار خودتان یا همان را مرور کنید، یا گسترشش دهید یا سراغ یک موضوع مرتبط دیگر بروید. در ضمن سعی کنید همیشه چند بازی کلاسی در ذهنتان آماده داشته باشید که به سازماندهی زیادی نیاز نداشته باشند و در عین حال سرگرم کننده و جذاب باشند.

برنامه ای ناقص و کلی. غالباً وقتی مسئولیت کلاسی را از نیمه های ترم به عهده میگیرید با این وضعیت روبرو میشوید. معمولاً موضوعات تدریس شده در جلسات قبلی نوشته شده است و اگر شانس بیاورید منابع و مطالب جلسات بعدی نیز نوشته شده است. بهتر است چیزهایی که قبلاً تدریس شده است یا قرار است تدریس شوند را با زبان آموزان چک کنید. چون ممکن است آن نوشته ها درواقع مطالبی باشند که استاد میخواسته تدریس کند نه آنچیزی که واقعاً تدریس کره است.

سپس براساس برنامه درسی و اظهارات زبان آموزان پیش بروید. همیشه میتوان از بازیهای ساده بهره برد چون بهترین کار ممکن این است که زبان آموزان را درگیر و فعال و در حال کار و بحث نگه دارید. وقت کلاس را با خطابه های آموزشی خسته کننده پر نکنید. این کار یک اشتباه بزرگ است.

برنامه درسی با جزئیات کامل. مگر اینکه خوابش را ببینید. خیلی بعید است. اگر هم به تورتان خورد حالش را ببرید. از برنامه تبعیت کنید و به استاد قبلی زنگ بزنید و از او تشکر کنید.

مثال

فرض کنیم جایگزین استادی شده اید که یک طرح درسی ناقص و کلی برایتان به میراث گذاشته است. شما بهمراه یکی از زبان آموزان بعنوان دستیار، میتوانید یکی از اینها را پیش بگیرید:

الف. کلاس متوسطه با شاگردانی که مدیر فروش خودروسازی هستند. موضوع: نقش بازی کردن یک مکالمه تلفنی با یک مشتری که میخواهد مثلاً یک مرسدس بنز بخرد: مدل و نحوه ساخت و امکانات. تولید زبان.

ب. کلاس مقدماتی با شاگردانی که در کار مدیریت و فروش محصولات بهداشتی هستند. موضوع: تدریس نوشتن درخواستنامه تجاری: سلام اول نامه، پاراگراف مقدمه، پاراگراف درخواست، پاراگراف انتهایی، امضای پای نامه. ارائه و تمرین.

ج. کلاس پیشرفته با مدیران صنایع لبنیاتی. موضوع: شکایت یک مشتری: یک مشتری مهم میگوید شیری که سفارش داده بود خیلی زود فاسد شده است: دریافت جزئیات مهم و حل مشکل مشتری. کار تیمی دونفره.

چگونه زبان آموزان را نگه داریم

(کلاسهای خصوصی و گروههای کوچک)

چگونه از شر زبان آموزان بی ثبات که مدام جلسات را کنسل میکنند راحت شویم و چگونه زبان آموزانی که دوست داریم را حفظ کنیم؟

– آماده شدن برای این کلاسها باید به جدیت آماده شدن برای کلاسهای عمومی باشد. شاگردان خصوصی را جدی بگیرید آنها هم تلاش شما را خواهند دید.

– اهداف دوره را در همان ابتدای دوره به زبان آموز بگویید.

– به هر زبان آموز فرصت مورد نیاز برای درک و جذب آنچه تدریس کرده اید بدهید. روزانه چهار ساعت تدریس بیشترین مقداریست که شما و زبان آموزان میتوانید تحمل کنید.

– راهی پیدا کنید تا به زبان آموز نشان دهید که تحت آموزش شما پیشرفت حاصل کرده است. یک راه این است که صدای ضبط شده اش در جلسات ابتدایی را پخش کنید تا خودش پیشرفتش را درک کند. یک روش دیگر این است که زبان آموز را تشویق کنید تا دفتری داشته باشد و اشتباهات تکراری اش را با تاریخ در آن بنویسد تا وقتی آنرا مرور میکند خودش پیشرفتش را ببیند.

– از فعالیتهای متنوع استفاده کنید. فعالیتهایی داشته باشید که زبان آموز بتواند به تنهایی نیز انجام دهد (متن برای خواندن، قطعاتی برای شنیدن، آماده سازی برای مکالمه، تمرینات کوتاه) تا هم تنش او کاهش یابد و هم استاد و هم زبان آموز خیلی خسته نشوند.

– از هر جلسه یک گزارش داشته باشید و بالای آن تاریخ را بنویسید و موضوعات تدریس شده و اشتباهات زبان آموز را بنویسید. با اینکار به زبان آموز نشان میدهید که برای رسیدن به اهداف مورد نظر جدی هستید و موارد تدریس شده را ثبت کرده اید تا در صورت نیاز در آینده به آن اشاره کنید.

اعضای جدید انتخاب کنید.

حیاتی ترین بخش هر مدرسه زبان، قرارداد است.

– استاد و تیم مالی آموزشگاه باید در هر ارتباطی خود را علاقه مند به اهداف آموزشی و علاقه مند به یکدیگر نشان دهند.

– نام تمام زبان آموزانتان را بدانید و آماده صحبت در مورد درس و مشقشان باشید. نوشته هایتان را نگه دارید تا سندی برای گفته هایتان داشته باشید.

– تکنیکها، اصول و متدهایی که گفتیم را یاد بگیرید و تمرین کنید تا بتوانید به تمام زبان آموزان احتمالی بروشهای مخصوص و پرمعنی که به آن نیاز دارند یاری رسانید.

– برای پیشرفت لازم است که تمرینات را ادامه دهید و مدام کار کنید. این توصیه را انجام دهید: پیشرفتهای زبان آموزان را ذکر کنید و خاطر نشان سازید که اگر مطالعات و حضور در جلسات را ادامه ندهند، تلاش و هزینه اولیه هدر رفته است.

– بنا بر اهداف هر زبان آموز یا اهداف گروه به آنها توصیه دهید. اینرا باید همراه با ستایش از موفقیتشان و نکته هایی برای پیشرفت بیشتر بگویید.

– حین برگذاری جلسات، این موارد ذکر شده را با مسئولان مربوطه در میان بگذارید تا شروع به برنامه ریزی برای کلاسهای آتی بکنند.

– بعنوان آخرین تیری که در کمان دارید، بگویید که اگر شرایط ادامه را ندارند حداقل باید در کمترین سطح به یادگیری ادامه دهند (مثلاً تعداد کمتر جلسات و ساعات در هفته) تا پیشرفتهای حاصل شده از دست نروند.

اگر تمرین و بکارگیری نباشد، زبان فراموش میشود.

خلاصه بگوییم، نکاتی که مطرح شد را رعایت کنید و بخوبی کار تدریس را پیش ببرید. زبان آموزانتان هم تا جایی که بتوانند با شما خواهند بود.

منبع: http://www.teflteachthai.com/Teach_em_and_Keep_em.html

 

بیشتر