تدریس لغات

در این مقاله نگاهی خواهیم داشت به مواردی که باید هنگام تدریس لغات جدید مطرح شود و همچنین روش تدریس و ارائه لغات را هم بررسی میکنیم.

 

مقدمه

با وجود صدها هزار لغت در زبان انگلیسی شاید دورنمای تدریس لغات هراس آور بنظر برسد. با این وجود بیاد داشته باشید که یک گویشور متوسط و بومی زبان انگلیسی برای مکالمات روزمره فقط از حدود پنج هزار کلمه استفاده میکند. علاوه بر اینها نیازی نیست که زبان آموزان هر لغتی که یاد میگیرند را بتوانند ادا کنند بلکه همینکه آن لغت را تشخیص بدهند کافیست. بنابراین مساله حیاتی این است که لغاتی که باید تدریس شوند را براساس تناوب تکرار و مفید بودن برای نیازهای شاگردانتان انتخاب کنید. پس از انتخاب کلماتی که میخواهید تدریس کنید، قدم مهم بعدی این است که در نظر بگیرید زبان آموزان در مورد آن لغات به دانستن چه اطلاعاتی نیاز دارند و اینکه چگونه باید تدریس کنید.

 

زبان آموز در مورد هر لغت چه چیزهایی را باید بداند؟

— معنی: دانستن معنی دقیق هر لغت بسیار حیاتیست و با پرسیدن سوالاتی از زبان آموزان بررسی کنید که آیا بخوبی معنی لغت را دریافته اند یا نه.

— نوع و فرم: زبان آموزان باید بدانند که آن لغت، اسم یا فعل یا صفت یا … است تا بتوانند بخوبی از آن استفاده کنند.

— تلفظ: این مورد میتواند برای زبان آموزان زبان انگلیسی مشکل ساز شود چون معمولاً ارتباط مشخصی بین نحوه نوشتن لغت و نحوه تلفظ آن وجود ندارد. استفاده از علایم آوانگاری بسیار مهم است چون زبان آموزان سندی کتبی از نحوه تلفظ آن لغت در اختیار خواهند داشت. همچنین برای لغاتی که فکر میکنید تلفظشان برای شاگردان سخت است از تکرار فراوان استفاده کنید و استرس لغت را مشخص و برجسته کنید.

— نحوه نوشتن لغت: به همان دلیلی که در بالا اشاره شد این مورد هم در زبان انگلیسی مشکل ساز است. بیاد داشته باشید که قبل از آموزش املا لغت، نحوه تلفظ آنرا تدریس کنید.

مشخص سازید که آیا آن لغت از یک اصل نامتعارف گرامری تبعیت میکند (مثلاً man-men یا information که غیر قابل شمارش است) و آیا لغت با یک حرف اضافه بخصوص بکار میرود یا نه (مثلاً depend on)

بار معنایی لغت را مشخص سازید. مثلاً bachelor بار معنایی خنثی و مثبت دارد ولی spinster بار معنایی منفی دارد.

موارد و موقعیتهایی که لغت در آن استفاده میشود را مشخص سازید. رسمی، خنثی یا غیررسمی است؟ مثلاً spectacles/glasses/specs و اینکه آیا لغت بیشتر در نوشتار استفاده میشود یا در گفتار؟ مثلاً to sum up معمولاً در نوشتار استفاده میشود و mind you معمولاً گفتاریست. آیا لغت دیگر از رده خارج شده است؟ مثل radio که بجایش wireless بکار میرود.

رابطه لغت با سایر لغات چیست؟ مثلاً مترادف و متضاد.

ترکیبات و نحوه با هم آمدن لغات. مثلاً از in great detail استفاده میشود و نه از in big detail و وقتی برای سوال پرسیدن دستتان را بالا میگیرید از عبارت raise your hand استفاده میشود و نه از lift your hand. مشخص ساختن این موارد مهم است تا شاگردان در آینده عبارات غلط را بکار نگیرند.

پیشوندها و پسوندها به چه معنی هستند. مثلاً پیشوند sub به معنی زیر است. این موارد بخصوص در سطوح بالاتر کلاسهای زبان انگلیسی مفید واقع میشوند.

انتخاب اینکه روی کدامیک از این موارد تاکید کنید به سطح زبان آموزان و لغتی که تدریس میکنید بستگی دارد. اینک نوبت آن است که به نحوه ارائه معنی لغات بپردازیم.

 

روشهای تدریس و ارائه لغات

روشهای زیادی برای تدریس و رساندن معنی لغات وجود دارد.

— تصویرسازی: روشی بسیار مفید برای آموزش لغاتی است که تجسمشان راحت است (dog, rain, tall) و برای شاگردانی که یادگیری تصویری دارند هم خیلی خوب است.

— تقلید: در مورد افعالی که عملی را توصیف میکنند خوب جواب میدهد و سرگرم کننده و بیاد ماندنیست.

— مترادف/متضاد/لغاتی که قابل درجه بندی هستند: استفاده از لغاتی که زبان آموزان بلد هستند برای توضیح لغات جدید خیلی موثر واقع میشود.

— تعریف: اگر در مورد تعریف لغت مطمئن نیستید، قبل از شروع کلاس حتماً به دیکشنری مراجعه کنید. بعد از تدریس، از زبان آموزان سوالاتی بپرسید تا دریابید آیا بخوبی معنی لغت را متوجه شده اند یا نه.

— ترجمه: اگر زبان اول زبان آموزان را بلد هستید، ترجمه لغت روشی سریع و کارآمد است. فقط بیاد داشته باشید که هر لغتی لزوماً ترجمه مستقیمی در زبانی دیگر ندارد.

— متن مناسب: وقتی لغت را بکار میبرید یا هنگام تعریف لغت از متنی مناسب و واضح استفاده کنید یا از چندین مثال استفاده کنید تا معنی لغت را مشخصتر توضیح دهید.

در اینجا هم روش ارائه لغات به خود لغت بستگی دارد. بعضی از این روشها برای لغاتی خاص مناسبتر هستند ولی غالباً ترکیبی از این تکنیکها میتواند مفید و بیاد ماندنی شود.

 

روشهای جایگزین برای تدریس لغات

لیستی از لغات به شاگردان بدهید و بخواهید که معنی و تلفظ آنها را بیابند و با آن لغت یک جمله بسازند. سپس زبان آموزان میتوانند لغات را بهم یاد دهند.

تمرینی به شاگردان بدهید که تعاریف مختلف را به لغات مرتبط ربط دهند.

از زبان آموزان بخواهید که گروهی از لغات مرتبط را به زیرشاخه های جداگانه تعریف کنند. مثلاً لغات مربوط به حمل و نقل را به زیرشاخه های هوایی، دریایی و زمینی دسته بندی کنند.

از زبان آموزان بخواهید که لغات تازه ای از تمرینات در خانه شان استخراج کنند و در کلاس به سایر همکلاسیها تدریس کنند.

 

سایر مواردی که باید در نظر داشته باشید.

با طرح یک بازی یا فعالیت کلاسی، لغات تدریس شده را مرور کنید و شاگردان را تشویق کنید تا در خانه هم همینکار را انجام دهند.

استقلال و خودمختاری زبان آموزان در امر یادگیری را تشویق کنید. بگویید که فیلم ببینند، متن بخوانند و ترانه گوش دهند و لغات بدردبخور آنها را یادداشت کنند.

قسمتی از تخته سیاه را به لغات جدیدی اختصاص دهید که هنگام تدریس در کلاس به آنها برمیخورید و برای لغت، علایم آوانگاری، حروف اضافه و نقش لغت در جمله (اقسام کلمه همچون اسم، صفت و فعل و …) از رنگهای متفاوتی استفاده کنید.

تدریس و یادگیری لغات جدید همراه با معانی مرتبط فکر خوبیست.

زبان آموزان را تشویق کنید تا یک دیکشنری خوب بخرند و هنگام کلاس هم از آن استفاده کنند.

نام نقشهای گرامری و علایم آوانگاری را یاد بدهید.

همیشه یک دیکشنری خوب دم دستتان باشد تا اگر زبان آموزی در مورد لغتی پرسید که نمیدانستید به آن مراجعه کنید.

اگر معنی لغتی را نمیدانستید و به گوشتان نخورده بود به شاگردتان بگویید که معنی را یافته و به او خواهید گفت و حتماً اینکار را بکنید.

اگر شاگردان در مورد لغتی خیلی خوب عمل نکردند، جملات بیشتری با استفاده از آن لغت بسازید و زبان آموزان را تشویق کنید تا مثلاً بعنوان تکلیف خانه، با آن لغت جمله ای بسازند.

 

منبع: http://www.teachingenglish.org.uk/article/presenting-vocabulary

 

بیشتر