اساتید زبان غالباً در مورد نظم، کمبود توجه، استفاده از زبان مادری در کلاس و سایر مشکلات گلایه میکنند که بسیاری از آنها باعث مشکلاتی بزرگ در ارتباط بین استاد و شاگرد و یا بین شاگردان میشوند. بسیار گفته شده است که گفتار فقط قسمتی از ارتباط است ولی هنوز هم مدرسان اهمیت ارتباط غیرکلامی را در مکالمات شاگردان و خودشان فراموش کرده و یا دستکم میگیرند. یکی از موارد ارتباطات غیرکلامی، استفاده از چشمها برای انتقال پیام است. چشمها ابزاری قدرتمند برای اساتید و شاگردان هستند ولی متاسفانه در اکثر زمان کلاس به کتاب، تخته سیاه، کف زمین یا پنجره دوخته شده اند و یا بی دلیل و اتفاقی به فضاهای مختلف کلاس درس نگریسته میشود.

امروزه به معلمان مدارس توصیه میشود که به عنوان بخشی از شخصیت استادی، روی طرز نگاه کردنشان کار کنند. طرز نگاه کردن معانی مختلفی میتواند داشته باشد: «لطفاً ساکت باشید» یا «بار آخریه که میگم» یا مثلاً «سر به سرم نذار» و میبینید که میتواند کاربردی انضباطی هم داشته باشد. در عین حال، تماس چشمی به عنوان جزوی مهم در دستیابی به موفقیت در دنیای تجارت اهمیت یافته است و مثلاً وبسایتهای زیادی هست که توضیح میدهند چگونه با استفاده صحیح از تماس چشمی میتوان روابط شخصیِ موفقی بنا کرد. محققان برنامه ریزی عصبی کلامی (NLP) مفهوم زبان بدن و تماس چشمی را دوباره مورد توجه اساتید زبان ساخته اند ولی نه همچون ابزاری برای تدریس بلکه بیشتر به این منظور که سرنخی از طبع و ماهیت زبان آموز بدست دهد. اخیراً این فرصت عالی را داشتیم که در کلاسهای زبان انگلیسی دانشکده اقتصاد ازمیر شرکت کنیم و چشمهای زیادی را دیدیم که کارهای زیادی انجام میدادند.

در اینجا به چند نکته ای اشاره میکنیم که با شرکت در آن کلاسها دوباره به یاد آوردیم یا از نو آموختیم:

طرز نگاه کردن جواب میدهد اما افراط نکنید چون مضحک خواهید شد.

اگر میخواهید نقش مدیر کلاس را بدست بیاورید باید از همان ابتدای کلاس تماس چشمی برقرار کنید. قبل از شاگردان در کلاس حاضر شوید و وقتی وارد کلاس میشوند، با گفتن اسمشان و با برقراری تماس چشمی به آنها خوشامد بگویید.

با شاگردانتان صحبت کنید نه با تخته سیاه و کتاب.

با چشمانتان میتوانید جو و فضای کلاس را تنظیم کنید. هنگام شروع جلسه در کلاس قدم بزنید و ببینید آیا شاگردان آماده هستند؟ کتابها را درآورده اند؟ کاغذ و قلم جلوشان هست؟ موبایل ها خاموش شده اند؟ اگر اینطور نبود، احتمالاً یک تماس چشمی اوضاع را روبراه میسازد.

سعی کنید قسمتی از درس را بدون گفتن چیزی آموزش دهید. با اینکار هم اهمیت پارالینگوییستیک ها (paralinguistics) را درمیابید و هم باعث میشود زمان صحبت استاد در کلاس را کنترل کنید.

تماس چشمی خوب به معنی زل زدن و خیره شدن نیست. اینکار برای بسیاری از شاگردان آزاردهنده است و باعث میشود نگاهشان را از شما بدزدند و ارتباط قطع شود.

تماس چشمی خوب به این معنی هم نیست که نگاهتان را سریع از شاگردی در اینطرف کلاس به شاگردی در آنطرف کلاس ببرید. اینکار ابداً تاثیری ندارد. توصیه میشود برای انجام ارتباط غیرکلامی، سه تا پنج ثانیه تماس چشمی لازم است.

همچنانکه به شاگردانتان گوش میدهید، آنها را زیرنظر داشته باشید. مخصوصاً وقتی در حال انجام تکالیفشان هستند، دنبال علایم بی حوصلگی و سردرگمی در چهره و بدنشان باشید.

وقتی شاگردانتان مشغول تمرینهای دونفری یا گروهی هستند، تشویقشان کنید تا باهم تماس چشمی برقرار کنند. برای شروع به آنها یاد دهید که فقط با ارتباطات غیرکلامی با هم در ارتباط باشند.

تحقیقات نشان داده است که بین میزان تماس چشمی که افراد دریافت میکنند و میزان مشارکتشان در ارتباطات گروهی ارتباطی قوی وجود دارد. مثلاً تعداد دفعات مکالمات در مکالمات گروهی.

رویکرد NLP به تماس چشمی، کل گرایانه و فردگرایانه است ولی کلاً بر این فرض بنا شده است که تماس چشمی خوب باعث افزایش همدلی و توافق میشود.

با پیامهای مشخصی که میشود با حالات چهره و چشم رساند میتوان در زمان و انرژی بسیار صرفه جویی کرد. تشویق و تحسین را زیاد نشان دهید و مخالفت را گاهی. با تماس چشمی به شاگردان این منظور را برسانید که اگر کمی فکر کنند پاسخ سوال را میدانند.

از تماس چشمی به عنوان تکنیک تصحیح اشتباهات شاگردان استفاده کنید.

با حالات چشمانتان پاسخهای مناسب را مشخص کنید.

تماس چشمی اساساً باعث صرفه جویی در زمان و انرژی میشود.

بسیاری از مواردی که اشاره کردیم احتمالاً بدیهی، طبیعی، جنبه ای از رفتار انسانی و حتی ذاتی به نظر میرسند یا شاید هم ذاتی نباشند و به مرور زمان شکل گرفته باشند ولی باز هم فراموش نکنید که به شاگردان و همکاران و خودتان نگاه کنید.

منبع: http://iteslj.org/Techniques/Darn-EyeContact.html

 

بیشتر