چگونه استفاده از دیکشنریهای تک زبانه را آسان کنیم؟

انتخاب زبان آموزان

نظرسنجی در مورد استفاده زبان آموزان از دیکشنری عموماً این سوظن اساتید را تایید میکند که جدای از زبان آموزان سطوح مقدماتی، بسیاری از زبان آموزان سطوح بالاتر هم هنوز دیکشنریهای دوزبانه یا نیمه دوزبانه را به دیکشنریهای تک زبانه ترجیح میدهند (Tomaszczyk 1979). شاید بنظر برسد زبان آموزان بهانه موجهی برای این کار داشته باشند. مثلاً در حال نوشتن به زبان انگلیسی هستند و در به در دنبال لغت یا عبارتی هستند که معنایی را برسانند و اینجا دیکشنری دوزبانه بکارشان میاید. ولی حقیقت این است که از شروع سطوح متوسطه یادگیری به آن سو، زبان آموزان آن توانایی را دارند که از منابع ارشدتری همچون Longman Language Activator و Longman Essential Activator استفاده کنند. چیزی که بیشتر موجب تعجب است، اصرار زبان آموزان در استفاده از دیکشنریهای دوزبانه یا نیمه دوزبانه در مواقعیست که مثلاً موقع خواندن یک متن به یک لغت ناآشنا برمیخورند یا موقع نوشتن به زبان انگلیسی برای اطمینان از بعضی مشخصات لغتی که پیشتر هم میدانستند به دیکشنری دوزبانه رجوع میکنند. در حالیکه وقتی متنی را به زبان انگلیسی میخوانید یا مینویسید، مشخصاً یک دیکشنری تک زبانه میتواند مفیدتر باشد.

مزایای دیکشنری تک زبانه

آیا اصلاً مهم است که زبان آموز از چه نوع دیکشنری استفاده میکند؟ بسیاری از اساتید و متخصصان دیکشنری بر این باورند که فقط چند دیکشنری دوزبانه و نیمه دوزبانه هست که از لحاظ کیفیت اطلاعات موجود در صفحاتشان نزدیک به دیکشنریهای تک زبانه ای هستند که توسط ناشران بزرگی همچون Longman و Collins و Oxford منتشر میشوند. زبان آموزانی که از دیکشنریهای تک زبانه استفاده میکنند نیز متوجه این کیفیت بالا میشوند (Bejoint 1981). سپس این استدلال رایج را داریم که میگوید زبان آموزان باید به فکر کردن به زبان مقصد عادت کنند: اگر زبان آموزان همیشه با یک مرحله اضافی یعنی ترجمه به زبان اولشان با زبان خارجی رابطه داشته باشند، کاربران و گویشوران خوبی برای آن زبان خارجی نخواهند شد. متاسفانه دیکشنریهای دوزبانه یا نیمه دوزبانه این مرحله اضافی ترجمه را تشدید و تشویق میکنند.

پژوهشهایی در مورد یادگیری انجام گرفته است که این موضوع را تایید میکند. مثلاً Ahmed (1989) در یک تحقیق گسترده روی استراتژیهای یادگیری کلمات در خارطوم دو نوع زبان آموز ناموفق را تشخیص داد. مشخصه گروه اول که زبان آموزان سطوح مقدماتی بودند این بود که کلاً از هیچ نوع استراتژی یادگیری استفاده نمیکردند که شامل عدم استفاده از دیکشنری نیز میشد.

روش دیگر برای عدم موفقیت که بین زبان آموزان سطوح دانشگاهی و پیشرفته دیده شد، استفاده از دیکشنریهای دوزبانه و تکیه بر تمرینات ترجمه محور در یادگیری زبان بود. زبان آموزان سطوح پیشرفته که موفقتر بودند، استفاده از دیکشنریهای دو زبانه را کنار گذاشته و از دیکشنریهای تک زبانه استفاده میکردند و از اطلاعاتی بغیر از تعریف لغت که در این نوع دیکشنریها یافت میشود هم بهره میبردند.

چگونه استفاده از دیکشنریهای تک زبانه را آسانتر سازیم؟

پس شکی در این نیست که زبان آموزان باید به محض اینکه سوادشان به حد کافی رسید، دیگر فقط به سراغ استفاده از دیکشنریهای تک زبانه بروند. البته اساتید بلاشک این کار را تشویق میکنند ولی زبان آموزان هنوز نسبت به پیشروی مردد هستند چون احتمالاً به نظرشان میاید استفاده از منبعی که کاملاً به زبان انگلیسی است سختتر است.

یک راه حل این است که آموزش بهتری به زبان آموزان برای استفاده از دیکشنری تک زبانه بدهیم که البته این خواست همه اساتید است. ولی از طرفی نویسندگان دیکشنریهای تک زبانه هم نباید اینقدر از خود راضی باشند و باید بغیر از کمیت و کیفیت اطلاعات دیکشنری و ارتباط آن با زبان آموزان به دلپذیر بودن دیکشنریهایشان هم بیاندیشند. هرچه بیشتر مفید واقع شوند، زبان آموزان هم کمتر به استراتژیهای ویژه استفاده از دیکشنریهای تک زبانه نیاز پیدا خواهند کرد.

مشکل اصلی چیست؟

یک زبان آموز برای استفاده موفقیت آمیز از دیکشنری به مهارتهای بسیاری نیاز دارد (Scholfield 1982). در اینجا منظورمان از این مهارتها شامل چیزهایی همچون حفظ بودن ترتیب حروف الفبای زبان انگلیسی نیست. بهرحال زبان آموز برای استفاده از دیکشنریهای دوزبانه هم به آن نیاز دارد و مشکل بزرگی هم نیست.

بزرگترین مشکل زبان آموزان با جستجوی لغت در یک دیکشنری تک زبانه این است که تعریف لغات به زبان انگلیسی نوشته شده است. البته دیکشنری هم میتواند با استفاده از لغات پایه و ساده برای تعریف لغات که به احتمال زیاد زبان آموز قبلاً آنها را یاد گرفته است این کار را خیلی آسانتر سازد. استفاده از کلماتی محدود برای تعریف لغات دهه هاست که یکی از مشخصه های دیکشنریهای Longman Learner بوده است.

در آخرین ویراست Longman Dictionary of Contemporary English  و Longman Active Study Dictionary  هم برای تجدید نظر در دایره کلمات این دیکشنریها از منابع وسیع انگلیسی عادی بهمراه پنج میلیون کلمه از نوشته های زبان آموزان بهره برده اند تا اطمینان حاصل کنند که این دیکشنریها هم زبان انگلیسی رایج و امروزین را بازتاب دهد و هم سطح توانایی زبان آموزان را مدنظر داشته باشد.

اما سطح زبان بکار رفته برای تعریف کلمات تنها مشکل موجود نیست بلکه سازماندهی کلمات هم مساله است. این موضوع به چندین دلیل در دیکشنریهای Longman‌ مورد غفلت واقع شده بود و لانگمن در ویراست جدید به این مشکل رسیدگی کرده است. بیایید نگاهی دقیقتر به این موضوع داشته باشیم.

وقتی یک لغت چندین معنی مختلف دارد.

بسیاری از کلمات در زبان انگلیسی بیش از یک معنی و مفهوم دارند مخصوصاً لغات رایجی که زبان آموزان سطوح متوسط در دیکشنری بدنبال معنیشان میگردند. مثلاً manage میتواند معنی اداره یک شرکت یا موفقیت در سروکله زدن با حجم عظیمی از مسایل و بسیاری معانی دیگر بدهد. قانون زیف (Zipf) نشان میدهد که تعداد معانی یک کلمه با میزان بکارگیری آن متناسب است. همچنین بسیاری از کلمات در بیش از یک نقش دستوری ظاهر میشوند که در هر کدام معانی مختلف ولی مرتبطی دارند مثلاً لغت chase که هم بعنوان فعل و هم بعنوان اسم بکار میرود.

بطور معمول دیکشنریها روشهای بسیاری برای سازماندهی اینگونه لغات دارند. غالباً یک لغت با املای یکسان که معانی مختلفی دارد را بصورت مدخلهای جداگانه مینویسند. مثلاً chase۱ verbchase۲ noun اگرچه دیکشنری COBUILD روشی غیر معمول دارد یعنی همه معانی نقشهای دستوری مختلف یک لغت را یکجا مینویسد. و در مدخل یک لغت تمامی آن معانی را مینویسند. (کدام معنی manage را باید اول نوشت؟)

کدام روش برای کاربر دیکشنری بهترین است؟ شواهد محکم بسیار کمی در این مورد در دست داریم ولی اگر خودمان را بجای زبان آموز بگذاریم شاید بتوانیم بفهمیم چه روشی برای زبان آموز راحتتر است. آیا راحتتر است بنابر لیست الفبایی به لغت برسیم و معانی مختلف آن را ذیل یک مدخل ببینیم یا اول بدنبال نقش دستوری مورد نظرمان برای آن لغت باشیم و سپس معنی اش را بخوانیم؟ شاید این روش آخری بهتر باشد. بهرحال بسیاری از کسانی که معنی کلمه ای را در دیکشنری چک میکنند، پیشاپیش از روی متن حدس زده اند که ممکن است چه معنی ای بدهد و از دیکشنری استفاده میکنند تا نقش دستوری کلمه را بیابند. پس روش راحتتر و سریعتر این است که مستقیماً سراغ مدخلی برویم که بدنبالش بودیم نه اینکه توضیحی طولانی را مرور کنیم و مدام بین معانی مختلف ذهنمان در رفت و آمد باشد.

معانی مختلفی که در یک مدخل آمده اند به چه ترتیبی باشند (میزان تکرار، تاریخی، یا یک روش جادویی منطقی) کار را راحتتر میکنند؟ مشخصاً اولی. چون وقتی زبان آموزان متنی را میخوانند و به لغت ناآشنایی میرسند، ترجیح میدهند برای یافتن تعریفی از لغت که بیشترین ارتباط را با متن دارد، تا حد امکان کمترین تعداد معنی ممکن آن لغت را بررسی کنند. همچنین تحقیقات (Taft 1991) نشان داده است که میزان تکرار یک لغت، عاملی کلیدی در سازماندهی دایره لغات در ذهن گویشوران یک زبان است.

اما باید در این مورد کمی محتاط بود. تعدادی از دیکشنریها از نوعی میزان تکرار برای سازماندهی معنی لغات استفاده میکنند ولی منظورشان از میزان تکرار متفاوت است. برای اینکه به بیشترین میزان تاثیرگذاری دست یابیم، میزان تکرار لغات و عبارات باید نمایانگر همه انواع انگلیسی نوشتاری و گفتاری باشد. در این مورد لانگمن مزیت آشکاری دارد چون هم از مجموعه نوشته های Longman Lancaster و هم از مجموعه British National Corpus که شامل مجموعه گفتاری Spoken Corpus هم میشود استفاده کرده است که هر دو از روشی سختگیرانه در نمونه گیری پیروی کرده اند تا مجموعه لغات گردآوری شده بازتابی از انواع گوناگون زبان انگلیسی نوشتاری و گفتاری با نسبتی معقول و منطقی باشد (Summers 1993).

بکارگیری سفت و سخت اصل میزان تکرار گاهی باعث نتایجی غیرمنتظره میشود. مثلاً در مورد لغت rough بصورت اسم عبارتی وجود دارد (in rough) که بعنوان اولین معنی آن میاید ولی هرجا لغت rough میاید معنی اش شخصی خشن و بی ظرافت نیست. یا مثلاً در مورد فعل shape‌ اینگونه است که معنی ذهنی آن یعنی شکل دادن به افکار و عقاید را قبل از معنای عینی آن یعنی شکل دادن به هر جسم مادی مینویسند در حالیکه در واقعیت معنی دوم رایجتر است. اما اکثر دیکشنریها بر اساس منطقی خاص، معنای تکی لغات را قبل از معنای لغات در عبارات رایج میاورند و معنای عینی یک کلمه را قبل از معنای ذهنی آن مینویسند ولی دیکشنریهای لانگمن کاملاً به نیازهای زبان آموزان توجه دارند.

علامت گذاری

آیا سازماندهی لغات تنها کاریست که یک دیکشنری خوب باید انجام دهد؟ حتی با انجام این کار هم باز زبان آموزان باید مقدار زیادی از تعاریف لغت مورد نظرشان را بخوانند تا معنی مربوطه را بیابند. به تجربه دریافته ام که آنچه باعث میشود زبان آموزان استفاده از دیکشنری تک زبانه را کنار بگذارند، حجم زیاد و فشرده ای از زبان انگلیسی نوشته شده در هر مدخل است که چشم انداز مهیبی از خواندن آن همه متن و یافتن معنی مورد نظر توسط زبان آموز است.

اینجاست که لانگمن خلاقانه ترین اقدام را انجام داده است. در مدخلهایی که تعداد بسیاری معنی دارند (معمولاً بیش از هفت معنی) یک. آن دسته از معانی که تقریباً شبیه هم هستند را در یک سطر جداگانه نوشته و ابتدای آن سطر نیز از لحاظ ظاهری کاملاً قابل تشخیص است. دو. اولین معنی یا اولین کلمه هر دسته را با حروف بزرگ علامت گذاری کرده است. اینکار را در مورد معانی ای که قابل دسته بندی نیستند نیز کرده است که تشخیص آن را برای خواننده آسانتر میسازد. این علامت گذاری ها به طرق مختلفی انجام شده است که احتمال کمک کردن به خواننده را بالا ببرند. مثلاً nurse verb اولین دسته معنی اش با SICK PEOPLE علامت گذاری شده است و نشاندهنده و سرنخی از جنس معانی ایست که در آن سطر خواهد آمد. دومین دسته معانی با YOUR FEELINGS علامت گذاری شده است. دسته بعدی هم با HOLD برجسته شده است.

این علامت گذاریها جایگزینی برای تعریف مشروح لغت نیستند بلکه بعد از این نشانه ها، تعریف تشریحی و مثالها و سایر موارد مربوطه میایند. این نشانه گذاریها درواقع همچون یک منوی سریع برای چشم خواننده هستند تا درکی سریع از آن سطور داشته باشد. در بسیاری موارد همان متنی که زبان آموز لغت ناآشنا را در آن دیده است سرنخهایی بدست میدهد و باعث میشود زبان آموز بلافاصله بعد از دیدن این نشانه گذاریها بداند معنی مرتبط مورد نظرش را در کدامیک ازین سطور خواهد یافت. یا اگر لغت تا حدودی برای زبان آموز شناخته شده باشد، نشانه گذاریها هم سرنخی از آن معنای شناخته شده را دربرخواهد داشت. بنابراین زبان آموزان هم خواهند توانست دسته بندی معنایی مدنظرشان را انتخاب کرده و کل آن سطر را بخوانند بدون اینکه لازم باشد سایر دسته بندیهای معنایی را در سطور دیگر بخوانند.

نتیجه گیری

آیا استفاده از دیکشنریهای تک زبانه میتواند بهمان سادگی استفاده از دیکشنریهای دو زبانه باشد؟ نه شاید هیچوقت بهمان آسانی نباشد ولی تمرینات و اقداماتی که در این نوشته ذکر کردیم بسیار کمک حال خواهند بود. آخرین و مهمترین تلاش را هم باید خود کاربر دیکشنری انجام دهد و نتیجه این زحمت این خواهد بود که به اطلاعات لغوی ای دسترسی خواهند یافت که از لحاظ کیفیت هیچ رقیبی ندارند.

منبع: http://www.etni.org.il/monodict.htm

 

بیشتر